اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - ٢- روش مرحوم ملكى تبريزى
رساله منسوب به بحرالعلوم آورديم متفاوت است.
نامبرده، نخست لقاءاللَّه را عنوان مقصد اعلاى سير و سلوك معرفى مىكند و از آيات مختلف قرآن بهره مىگيرد و شواهد زيادى از روايات براى آن مىآورد و صريحاً به اين اشاره مىكند كه منظور از لقاءاللَّه مشاهده با چشم نيست چرا كه خداوند منزّه از كيفيّتى است كهموجب رؤيتاست؛ همچنينمنظور از لقاءاللَّه ملاقاتثواب و نعمتاو در قيامتنيست، بلكهمنظورنوعى «شهود» و ملاقات قلبىو روحى و مشاهده باچشمدلاست.
سپس براى پيمودن اين راه طولانى و پرفراز و نشيب، برنامهاى را پيشنهاد مىكند كه در جهات زير خلاصه مىشود:
١- تصميم و نيّت براى پيمودن اين راه است
٢- توبه صحيح از گذشته، توبهاى كه در اعمال و اعماق انسان نفوذ كند و او را دگرگون سازد و آثار گناه را از جسم و جان و روح او بشويد.
٣- برگرفتن توشه راه است؛ و براى آن چند برنامه ذكر كرده است:
الف- در صبح، مشارطه (با خود شرط كند كه جز راه حق نپويد)؛ در روز، مراقبه (توجّه به اين كه از راه منحرف نگردد)؛ در شامگاهان، محاسبه (توجّه به اين كه در روز گذشته چه انجام داده است).
ب- توجّه به اوراد و اذكار و توجّه به وظائف بيدارى و هنگام خواب.
ج- توجّه به نماز شب و خلوت با خداوند و شب زندهدارى و رياضت در مسأله خواب و خوراك كه از حدّ لازم تجاوز نكند.
٤- بهرهگيرى از تازيانه سلوك، و آن عبارت است از مؤاخذه كردن خويشتن به خاطر توجّه به دنيا و قصور و كوتاهى در برابر حق، و پوزش خواستن از پروردگار و سرزنش خويشتن به خاطر بىوفائيها و اطاعت از شيطان در حضور پروردگار، و سعى و تلاش در طريق اخلاص.
٥- در آستانه تحوّل، و در اين مرحله بايد قبل از هر چيز، به پايان زندگى و مرگ بينديشد كه فكر مرگ براى سوزاندن حبّ دنيا و اصلاح بيشتر صفات زشت داروى مؤثّرى است. (سپس به عظمت پروردگار و اسماء و صفات او بينديشد و به ياد اولياء حق