اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - ٦- رابطه عمل و اخلاق
و در بعضى از روايات به بدعتگذاران از مسلمين، و بعضى به خوارج نهروان و در بعضى به بدعتگذاران يهود و نصارى تفسير شده است؛ همه اينها كسانى هستند كه اعمالشان در واقع زشت و آميخته به گناه و جنايت بوده در حالى كه خود را بر طريق حقّ و صواب مىپنداشتند.
قابل توجّه اين كه جمله
«حَبِطَتْ اعْمالُهُمْ»
كه در ذيل آيه بعد آمده بود از ماده «حَبَط» (بروزن سبد) مىباشد كه يكى از معانى معروف آن اين است كه شتر يا حيوان ديگرى، علف زياد و احياناً علفهاى مضرّ و مسموم بخورد و شكم او باد كند و به مرگ او منتهى گردد؛ بديهى است باد كردن شكم اين حيوان دليل بر فربهى و قوّت او نيست؛ بلكه نشانه بيمارى و چه بسا مقدّمه مرگ اوست، هرچند ممكن است ناآگاهان آن را فربهى و قدرت و قوّت پندارند.
گروهى از انسانها نيز به همين سرنوشت گرفتار مىشوند، تمام تلاش و كوشش خود را در طريق بدبختى خويش به كار مىگيرند در حالى كه گمان مىكنند در مسير خوشبختى گام بر مىدارند.
در ششمين آيه مورد بحث سخن از مسأله توبه كامل به ميان آمده و آن را براى كسانى معرّفى مىكند كه
اولًا از روى جهل و نادانى، عدم آگاهى به اثرات شوم و عواقب دردناك گناه كار بدى را انجام دادهاند؛
و ثانياً بزودى از كار خود پشيمان شده و به سوى خدا باز مىگردند؛ اينها هستند كه مشمول رحمت الهى مىگردند و خدا توبه آنان را مىپذيرد و خدا دانا و حكيم است
(انَّما التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِيْنَ يَعْمَلُونَ السُّوْءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيْبٍ فَاولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حكيماً).
روشن است كه منظور از «جهالت» در اين آيه، جهالت مطلق كه موجب عذر است نيست؛ زيرا در زمينه جهل مطلق گناهى وجود ندارد؛ بلكه منظور جهل نسبى است يعنى آگاهى كامل به گناه و عواقب و آثار آن نداشته باشد.