اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - ٥- تأثير فرهنگ جامعه در پرورش فضائل و رذائل
وگاه روزها يا هفتهها خود را پنهان مىكرد و پيوسته در فكر بود، آيا اين ننگ را بر خود بپذيرد، و دختر را نگه دارد يا در زير خاك پنهانش سازد؛ و خود را از اين غم و اندوه ننگ رهايى بخشد
(وَ اذا بُشِّرَ احَدُهُمْ بِالْانْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدَّاً وَ هُوَ كَظِيْمٌ يَتَوارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ ايُمْسِكُهُ عَلَى هُوْنٍ امْ يَدُسُّهُ فى التّرُابِ الاساءَ ما يَحْكُمُونَ).
بى شك آدم كشى آن هم در جايى كه پاى فرزند نوزاد در ميان باشد از قبيحترين اعمال و زشتترين كارها است ولى سنّتهاى غلط چنان قبح و زشتى آن را از بين مىبرد كه به صورت يك فضيلت و افتخار در مىآيد.
از مسائل وحشتناكى كه در مورد مسأله زنده به گور كردن دختران در بعضى از تفاسير آمده، ايناست كهنوشتهاند دفنكردن در زيرخاك يكى ازطرق نابودكردن آنهابود، گاه دخترانرا در آبمىانداختند و غرقمىكردند وگاه ازبالاى كوهپرتاب مىنمودندوگاهى آنها را سر مىبريدند! [١] در اينكه از چه زمانىاين سنّت ننگآلود در ميان عرب جاهلى رايج شد و انگيزه اصلى آن چه بود، بحثهاى مفصّلى است كه اين جا، جاى آن نيست. [٢]
سخن در اين است كه چگونه اين گونه سنّتها راه را براى رذائل اخلاقى در بدترين اشكالش هموار مىسازد؛ و بدترين رذائل را در رديف بهترين فضائل قرار مىدهد؛ و اين گواه ديگرى است بر اين كه فرهنگ قوم و ملّت، يكى از انگيزههاى مهّم گرايش به فضائل يا رذائل است و آنان كه مىخواهند با رذائل اخلاقى مبارزه كنند، بايد در اصلاح فرهنگهاى فاسد بكوشند.
شبيه همين معنى را در عصر و زمان خود مشاهده مىكنيم كه فرهنگهاى شبيه فرهنگ عرب جاهلى، سرچشمه انواع رذائل اخلاقى شده است به عنوان نمونه: در يك كنفرانس
[١]. تفسير روح المعانى، جلد ١٤، صفحه ١٥٤، ذيل آيه مورد بحث
[٢]. علاقه مندان مىتوانند به تفسير نمونه، جلد ١١، ذيل آيه ٥٨، سوره نحل مراجعه كنند