اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧ - اعتقاد به جبر و مسائل ضدّ اخلاقى
اعتياد است به او حملهور مىشود، بر منطق گذشته خويش مىخندد و تأسّف مىخورد، ولى بدبختانه غالباً راهى براى بازگشت وجود ندارد.
توصيههاى اخلاقى در مورد رعايت عفّت، امانت، راستى، و صداقت و جوانمردى و فتوّت، همه از اين قبيل است. جامعهاى كه نادرستى و خيانت در آن رايج مىشود، چه لذّتى از زندگى نصيب مردم آن جامعه خواهد شد!
مردمى كه بخل سراسر وجودشان را گرفته، و همه چيز را براى لذّت شخصى خود مىطلبند در برابر هجوم مشكلات، سخت آسيبپذيرند، چرا كه هر فردى در آن جامعه تنها است و ايستادن افراد تنها در مقابل مشكلات، بسيار مشكل است در حالى كه اگر روح همبستگى و سخاوت و فتوّت در ميان آنها حاكم باشد، هر فردى به زمين مىافتد، ديگران به يارى او مىشتابند و در چنين جامعهاى هيچ كس خود را تنها نمىبيند، و در برابر هجوم مشكلات زانو نمىزند.
اين همان چيزى است كه سابقاً بطور مشروح و با اتّكا به آيات قرآن مجيد به آن اشاره كرديم كه رعايت اصول اخلاقى هميشه داراى دو بعد است يك بعد معنوى و يك بعد مادّى، و اگر از بعد معنوى آن فرضاً صرف نظر كنيم بُعد مادّى آن چنان گسترده است كه سزاوار است به همه اصول اخلاقى پايبند باشيم تا در اين دنيا نيز بهشتى بسازيم كه همه در آن غرق لذّت باشند و از جهنّم سوزانى كه زاييده مفاسد اخلاقى است بركنار بمانيم.
سرانجام به سراغ سخن كسانى مىرويم كه مىگويند اخلاق دينى روى اطاعت فرمان خدا، به خاطر ترس يا طمع است، و اينها جنبه ضدّ اخلاقى دارند! [١]
اين سخن نيز از دو جهت، قابل نقد است:
نخست اين كه: تعبير به طمع و ترس، تعبير نادرستى است، صحيح اين است گفته شود كه گروهى از پيروان اديان به خاطر سعادتمند شدن در جهان ديگر و رهايى از مجازاتهايى كه ناشى از عدل الهى است به سراغ ارزشهاى والاى اخلاقى مىروند، اين
[١]. به كتاب تجديد حيات معنوى جامعه، صفحه ١٦٩ مراجعه شود