اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - رابطه «علم» و «اخلاق» در احاديث اسلامى
٢- در حديث ديگرى در همين زمينه از همان حضرت مىخوانيم:
«يَسيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِىالدُّنْيا؛
مختصر معرفت و آگاهى، موجب زهد در دنيا است.» [١]
در اينجا معرفت مىتواند اشاره به معرفة اللَّه باشد كه در برابر ذات پاك بىنهايتش همه چيز كوچك و بىارزش است، و از قطره در برابر دريا نيز ناچيزتر مىباشد، و اين خود از اسباب زهد و بىاعتنايى به زرق و برق دنيا است. يا اين كه اشاره به آگاهى از ناپايدارى دنيا و تاريخ اقوام پيشين باشد كه آن نيز روح زهد را در انسان زنده مىكند و يا آگاهى به سراى جاويدان و عظمت نعمتهاى آنجا است و يا همه اينها.
٣- در حديث ديگرى در ارتباط غناى ذاتى و ترك حرص و آز، با علم و معرفت، از همان امام عليه السلام مىخوانيم:
«مَنْ سَكَنَ قَلْبَهُ الْعِلْمُ بِاللَّهِ سُبْحانَهُ، سَكَنَهُ الْغِنى عَنْ الْخَلْقِ؛
هر كس معرفت خداوند در دل او، جايگزين شود، غنى و بى نيازى از خلق در قلبش جايگزين خواهد شد.» [٢]
روشن است كسى كه آگاه به صفات جلال و جمال خداست و جهان هستى را پرتو كوچكى از آن ذات بىنياز مىداند، تنها بر او توكّل مىكند و از غير او خود را مستغنى و بىنياز مىبيند.
٤- در ارتباط معرفة اللَّه با حفظ زبان از سخنان ناشايست و شكم از حرام؛ در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است:
«مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ عَظَّمَهُ مَنَعَ فاهُ مِنَ الْكَلامِ، وَبَطْنَهُ مِنَ الطَّعامِ؛
كسى كه خدا را بشناسد و بزرگ بشمرد، دهانش را از سخن (ناشايست) باز مىدارد، و شكمش را از غذا (ى حرام)!» [٣]
٥- در رابطه معرفت و خوف از خدا كه سرچشمه انواع فضايل اخلاقى است، در حديثى از امام صادق عليه السلام چنين آمده است:
«مَنْ عَرَفَ اللَّهَ خافَ اللَّهَ وَ مَنْ خافَ اللَّهَ سَخَتَ نَفْسُهُ عَنِ الدُّنْيا؛
كسى كه خدا را بشناسد، از (مجازات) او مىترسد، و كسى كه از خدا بترسد نسبت به زرق و برق دنيا، بىاعتنا مىشود!» [٤]
٦- در ارتباط روح گذشت و ترك انتقامجويى با معرفة اللّه، در حديثى از امام
[١]. غررالحكم
[٢]. غررالحكم
[٣]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٢٣٧
[٤]. همان مدرك، صفحه ٦٨، حديث ٤