اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢ - داستان موسى و خضر
اين نكته شايان توجّه است كه انسانها معمولًا داراى روح قهرمان پرورى هستند؛ يعنى، هركس مىخواهد به شخص بزرگى عشق بورزد، و او را در زندگى خود الگو قرار دهد؛ و در ابعاد مختلف زندگى به او اقتدا كند.
انتخاب چنين قهرمانى در سرنوشت انسان و شكل دادن به زندگى او تأثير فراوانى دارد؛ و با تغيير شناخت اين قهرمانها، زندگى ممكن است دگرگون شود.
بسيارى از افراد يا ملّتها كه دستشان به دامان قهرمانان واقعى نرسيده، قهرمانان خيالى و افسانهاى براى خود ساختهاند، و در ادبيّات و فرهنگ خود جايگاه مهمّى براى آنها قائل شدهاند.
محيط زندگى اجتماعى و تبليغات مطلوب و نامطلوب در گزينش قهرمانها مؤثّر است.
اين قهرمانها ممكن است مردان الهى، رجال سياسى، چهرههاى ورزشى و يا حتّى بازيگران فيلمها بوده باشند.
هدايت اين تمايل فطرى بشر به سوى قهرمانان واقعى و الگوهاى والاى انسانى مىتواند كمك مؤثّرى به پرورش فضائل اخلاقى در فرد و جامعه بنمايد.
مسأله ولايت اولياء اللَّه در حقيقت در همين راستا است؛ و به همين دليل، آيات و روايات اسلامى- چنان كه ديديم- اهمّيّت فوقالعادهاى براى آن قائل شده است، و بدون آن، بقيّه برنامهها را ناقص و حتّى در خطر مىشمرد.
داستان موسى و خضر
مسأله انتخاب معلّم و استاد و دليل راه در مسير تربيت نفوس و سير و سلوك الى اللَّه به حدّى اهمّيّت دارد كه گاه انبياى الهى، در مقطع خاصّى نيز مأمور به اين انتخاب مىشدند.
داستان خضر و موسى عليه السلام در سوره كهف در قرآن مجيد كه داستانى بسيار پر معنى و پرمحتوا است، چهرهاى از اين انتخاب است.
موسى عليه السلام مأمور مىشود كه براى فرا گرفتن علومى- كه جنبه نظرى نداشت بلكه بيشتر جنبه عملى و اخلاقى داشت- نزد پيامبر و عالم بزرگ زمانش كه قرآن از او به عنوان