اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - ٦- رابطه عمل و اخلاق
مىرسد كه يك گناه بزرگ را به گمان اين كه وظيفه دينى يا انسانى اوست مرتكب مىشود، و مىگويد شخص فلان مثلًا واجبالغيبه است- در حالى كه شخص مزبور گناهىنداشته، بلكه عاملحسد، چنينكارى را درنظر غيبتكننده جلوهدادهاست؛ وتاريخ پر است از كار كسانى كه مرتكب جنايات هولناكى مىشدند و چون مطابق هواى نفس و وسوسههاى شيطانى بود نه تنها آن را قبيح نمىشمردند بلكه به آن افتخار مىكردند.
گاه خداوند مىخواهد افرادى را به خاطر لجاجت و اندرز ناپذيرى مجازات كند، يكى از طرق مجازات آنان اين است كه زشتيها را خوبى در نظرشان جلوه مىدهد تا رسوايى بيشتر به بار آورند و مجازات سنگينتر.
اين نكته نيز قابل توجّه است كه مطابق توحيد افعالى، هر كار و هر اثرى را در اين عالم مىتوان به خدا نسبت داد؛ چرا كه علّتالعلل، ذات پاك اوست، هر چند اين امر مانع مصونيّت افراد در برابر اعمالشان نخواهد بود؛ حمد و ثنا براى خداست كه قوّت و قدرت بخشيده، و لعن و نفرين براى كسانى است كه اين قدرت و قوّت را در راه گناه مصرف مىكنند.
گاه طبيعت آفرينش چيزى نيز اقتضا مىكند كه فريبنده و داراى زرق و برق باشد؛ چنان كه در آيه ١٤ سوره آل عمران مىخوانيم:
«زُيِّنَ لِلّناسِ حُبُّ الشَّهوَاتِ مِنَ النَّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ ...؛
محبّت به امور مادّى: زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره .... در نظر مردم جلوه داده شده است (تا بدين وسيله آزمايش شوند)».
يكى از عوامل تزيين كارهاى زشت و ناپسند، تكرار آن است كه در روح و جان انسان اثر مىگذارد و اخلاق و خوى او را دگرگون مىسازد همان گونه كه تكرار اعمال نيك تدريجاً به صورت ملكهاى در درون جان انسان در مىآيد و مبدّل به اخلاق فاضله مىشود؛ بنابراين، براى تهذيب نفوس و پرورش فضائل اخلاقى، بايد پويندگان اين راه، از تكرار اعمال نيك كمك بگيرند، و از تكرار اعمال سوء بر حذر باشند كه اوّلى معين و مدد كار است و دومى دشمن غدّار.