اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - ٦- رابطه عمل و اخلاق
مىگذارد؛ صفا و نورانيّت را از آن مىگيرد، و تاريكى و ظلمت به جاى آن مىنشاند؛ مىفرمايد: «چنين نيست كه آنها (كم فروشان) مىپندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته؛
كَلَّا بَلْ رانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ.»
جمله
«ما كانُوا يَكْسِبُونَ»
كه از فعل مضارع در آن استفاده شده و دلالت بر استمرار دارد، دليل روشنى بر اين معنى است كه اعمال بد تغييرات مهمّى در دل و جان ايجاد مىكند، و همچون زنگارى كه آئينه را از نورانيّت و صفا مىاندازد، روح را كدر و تاريك مىكند؛ و به اين ترتيب، صفت رذيله قساوت و بىحيايى و بىتفاوتى در برابر گناه، و به تعبير ديگر، ظلمت شقاوت و بىتقوايى را بر قلب انسان چيره مىكند.
رين
(بر وزن عين) زنگارى است كه روى اشياء قيمتى مىنشيند؛ و به تعبير ديگر، قشر قرمز رنگى است كه بر اثر رطوبت هوا، روى آهن و مانند آن ظاهر مىشود، و معمولًا نشانه پوسيدن و ضايع شدن فلزّات است.
انتخاب اين تعبير براى آثار ويرانگر گناهان در قلب و روح انسان تعبير بسيار مناسبى است، كه در روايات اسلامى نيز كراراً روى آن تكيه شده و در بحث آينده كه پيرامون روايات اسلامى است خواهد آمد.
در دومين آيه به مرحلهاى فراتر از مرحله رين (زنگار) اشاره شده و آن مرحله تزيين است؛ به اين ترتيب كه تكرار عمل سوء باعث تزيين آن در نظر انسان مىشود؛ يعنى، روح انسان چنان با آن هماهنگ مىگردد كه آن را براى خود موهبت و افتخار مىپندارد؛ مىفرمايد: «اين چنين اعمال مسرفان در نظرشان جلوه داده شده است؛
كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفيْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»
. جمله
«ما كانُوا يَعْمَلُونَ»
و همچنين تعبير به «مسرفين» دليل روشنى بر تكرار گناه از سوى آنهاست؛ يعنى با تكرار زشتيها و بديها نه تنها قبح و زشتى آنها از بين مىرود بلكه تدريجاً به صورت يك فضيلت در نظر گنهكاران خود نمايى مىكند؛ و اين در واقع يكى از رذائل اخلاقى است كه نتيجه شوم تكرار اعمال گناه آلود است.
در اين كه چه كسى اعمال زشت اين گونه افراد را در نظرشان جلوه مىدهد سخن