خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - ٦/ ١ معناى جاهليت
مىرسيدند، كيفر آنان تا روز رستاخيز به تأخير افتاده بود. خداوند، آنان را از روى توان، بزرگى و عزّتش مهلت داد. پس نيرومندان، بر ضعيفان پيروز شدند و بزرگان، كوچكها را در اين دوران خوردند.
١١٣٢. جعفر بن ابى طالب- هنگامى كه قومش را براى نجاشى، پادشاه حبشه، وصف كرد-: اى پادشاه! ما مردمانى نادان بوديم كه بُتان را پرستش مىكرديم، مُردار مىخورديم، مرتكب زشتىها مىشديم، از خويشاوندان مىبريديم و به همسايگان بدى روا مىداشتيم. زورمندان ما، ضعيفان را مىخوردند. ما اين چنين بوديم تا اينكه خداوند پيامبرى از ميان ما به سوى ما برانگيخت كه نَسَب او، راستگويىاش، امانتدارى و پاكدامنىاش را مىشناختيم. ما را به سوى خدا فراخواند تا او را يگانه بدانيم و او را بپرستيم، و آنچه ما و پدرانمان از سنگها و بُتان مىپرستيديم، كنار بگذاريم. ما را به راستىِ در سخن، اداى امانت، ارتباط با خويشاوندان، به نيكىْ همسايهدارى كردن، خوددارى از گناه و خونريزى فرمان داد، و ما را از زشتىها و سخن باطل، خوردن مال يتيم و اتّهام زدن به پاكدامنان نهى كرد، و ما را فرمان داد تا خدا را به يگانگى بپرستيم و برايش شريك مسازيم، و ما را فرمان داد به نماز، زكات و روزه...
پس ما او را تصديق كرديم و به او ايمان آورديم، و در آنچه آورده بود، پيروىاش كرديم؛ خدا را به يگانگى پرستش كرديم و چيزى را با او شريك نساختيم؛ آنچه او بر ما حرام كرد، حرام كرديم و آنچه را حلال كرد، حلال دانستيم. پس قوم ما بر ما ستم كردند، ما را عذاب دادند و براى بازگرداندنمان از دين خود، شكنجهمان دادند تا از عبادت خدا به بت پرستى برگرديم و آنچه از بدىها حلال مىدانستيم، [باز] حلال بدانيم.
١١٣٣. امام على عليه السلام- پس از [حمد و ستايش خداوند]-: به راستى كه خداوند سبحان، محمد صلى الله عليه و آله را برانگيخت، در شرايطى كه كسى از عرب، كتاب نمىخواند و مدّعى وحى و پيامبرى نبود.
١١٣٤. امام على عليه السلام: او را هنگامى به رسالت مبعوث كرد كه مدّتها بود كسى به رسالت برانگيخته نشده بود و مردم در انجام وظيفه از راه حق منحرف بودند و امّتهاى پيامبران پيشين، در غفلت و نادانىْ سرگردان بودند.
١١٣٥. امام على عليه السلام: گواهى مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست؛ او را هنگامى