خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٤ - سخنى درباره جاهليت
سخنى درباره جاهليّت
قرآن، روزگار قبل از اسلامِ عرب را دوره جاهليّت ناميده است و اين، از آن جهت است كه در آن روزگار، به جاى علم، جهلو به جاى حق، يك سلسله آراى سفيهانه و باطلى بر آنان، حكومت مىكرده است. قرآن، خصوصيات آنان را چنين بيان مىكند:
يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ.
دربارهخدا، گمانهاىناروا، همچون گمانهاى [دوران] جاهليت مىبردند.
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ.
آيا خواستار حكم جاهليتاند؟
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ.
آنگاه كه كافران در دلها خود، تعصّب [آن هم] تعصّب جاهليت ورزيدند.
وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى.
و مانند روزگار جاهليت قديم، زينتهاى خود را آشكار مكنيد.
جامعه عرب، در آن روزگار از طرف جنوب، همجوار حبشه بود و مردم حبشه، نصرانى بودند؛ از طرف مغرب به امپراتورى روم- كه آنان نيز نصرانى بودند- منتهى مىشد و از طرف شمال به ايران- كه مجوسى بودند- محدود مىگشت و در نواحى