گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٢
٤٧.الإرشاد: و بالاى سر ايشان نشست . چون پيامبر صلى الله عليه و آله چشمانش را گشود و او را ديد ، از او رو گردانيد . ابو بكر برخاست و گفت : اگر با من كارى داشت ، مرا از آن آگاه مى كرد . هنگام بيرون رفتن ابو بكر ، پيامبر صلى الله عليه و آله سخنش را تكرار كرد و فرمود : «برادر و همراهم را به نزدم فرا بخوانيد» . حفصه گفت : عمر را برايش فرا بخوانيد . او را فرا خواندند . چون حاضر شد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را ديد ، از وى نيز رو گردانيد و او هم بازگشت . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «برادر و همراهم را به نزدم فرا بخوانيد» . امّ سلمه گفت : على را برايش بياوريد كه جز او را نمى خواهد . امير مؤمنان ، فرا خوانده شد و چون به او نزديك شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، اشاره اى به او كرد . على عليه السلام خم شد و پيامبر صلى الله عليه و آله مدّت زيادى با او نجوا كرد . سپس برخاست و در كنارى نشست تا پيامبر صلى الله عليه و آله به خواب رفت . مردم به او گفتند : اى ابو الحسن! چه چيزى با تو در ميان نهاد؟ گفت : «هزار باب علم به من آموخت كه هر كدامش هزار باب را بر من گشود و مرا به چيزى وصيّت كرد كه اگر خدا بخواهد ، بدان اقدام مى كنم» . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله سنگين شد و به حال احتضار افتاد و امير مؤمنان ، نزدش بود . چون زمان آن رسيد كه جان از كالبدش به در رود ، به على عليه السلام فرمود : «اى على! سرم را بر دامنت بگذار كه امر الهى رسيد و پس از بيرون رفتن جانم ، آن را به دست گير و به صورتت بكش . سپس مرا رو به قبله كن [١] و كار [ غسل و كفن ] مرا خود به عهده بگير و پيش از همه مردم بر من نماز بگزار و از من جدا مشو تا مرا در گور نهى و از خداى
[١] محتضر بايد پيش از مرگ ، رو به قبله باشد . از اين رو محتمل است در عبارت ، تصحيفى رخ داده باشد و يا عبارت ، تأكيد باشد . (م)[٢] آل عمران : آيه ١٤٤ .[٣] الإرشاد : ج١ ص١٨٥ .