گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧٣
٧٠١.عطّار نيشابورى ، در شأن على عليه السلام مى گويد: ٠ مير نحل از دست و جان خويش بود زآن كه علمش نوش و تيغش نيش بود ٠ ٠ گفت : اگر در رويم آيد صد سپاه كس نبيند پشت من در حربگاه . . . ٠ ٠ «لا فتى إلّا على»ش از مصطفى است وز خداوند جهانش «هل أتى» است ٠ ٠ از دو دستش «لا فتى» آمد پديد وز سه قرصش «هل أتى» آمد پديد ٠ ٠ آن سه قرص او چو بيرون شد به راه سرنگون آمد دو قرص مِهر و ماه ٠ ٠ چون نبى موسى ، على هارون بُود گر برادرشان نگويى ، چون بود؟ . . . ٠ ٠ او چو قلب آل ياسين آمده است قلب قرآن ، «يا»و«سين»، زين آمده است ٠ ٠ قلب قرآن ، قلب پُر قرآن اوست «والِ مَن والاه» ، اندر شأن اوست . [١] ٠
و ـ نظامى گنجوى (م ٦١٤ ق)
٧٠٢.نظامى گنجوى مى سرايد : ٠ ز بعد معرفتِ كردگار لم يزلى نبى شناسم و آن گه على و آل على ٠ ٠ خداست آن كه تعقّل نمودن كُنهش بُرون نهاده قدم از حدود محتملى ٠ ٠ نبى است آن كه بُود در مدارس تحقيق برى كتاب كمالش ز نكته جدلى ٠ ٠ على است آن كه گدازد ز برق لمعه تيغ حسود را ، كه كند نقد بوتراب على . [٢] ٠
ز ـ جلال الدين مولوى (م ٦٧٢ ق)
٧٠٣.مولانا ، از عرفا و شعراى نامدار قرن هفتم ، مى سر {٠ از على آموز اخلاص عمل شير حق را دان منزّه از دَغَل ٠} {٠ در غزا بر پهلوانى دست يافت زود شمشيرى برآورد و شتافت ٠} {٠ او خَدو انداخت بر روى على افتخار هر نبى و هر ولى ٠}
[١] مصيبت نامه (تصحيح : نورانى وصال ، تهران : زوّار ، ١٣٥٦ ش) : ص ٣٤ ـ ٣٦ .[٢] ديوان قصايد و غزليات ، نظامى گنجوى : ص ٣٤٩ ، به كوشش سعيد نفيسى .