گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩٣
٩٢٠.المناقب ، ابن مغازلى ـ به نقل از ابو معاويه (هُشَيم بن بشير واسطى) ـ به حمد و ثناى خداوند مى پرداخت و سپس از على بن ابى طالب عليه السلام ياد مى كرد و او را دشنام مى گفت . يك روز كه كسى از مردم واسطْ مرده بود ، در ميان آنان حضور يافتم . سخنرانشان برخاست و به حمد و ثناى خداوند پرداخت و آن گاه از على عليه السلام ياد كرد و وى را دشنام گفت . گاوى از راه رسيد و دو شاخش را روى دو سينه وى گذاشت و او را به ديوار چسباند و آن قدر فشار داد تا او را كُشت . سپس برگشت و راه خود را از چپ و راست بين مردم ، باز كرد و به هيچ كسى حمله نكرد و آزار نرساند . [١]
د ـ شكنجه كردن دوستداران او و آواره ساختن و كشتن آنان
٩٢١.شرح نهج البلاغة : روايت شده است كه محمّد بن على باقر عليه السلام به يكى از ياران خود گفت : «فلانى! چقدر از قريش و حمايت آنان از هم عليه ما ستم ديديم و شيعيان و دوستداران ما چه قدر ستم ديدند! پيامبر خدا در گذشت و به مردم ، خبر داده بود كه ما سزاوارترينِ مردم [ در سرپرستى ]بر آنان هستيم . قريش ، عليه ما همدست شدند تا آن كه حكومت را از سر جاى خودش بيرون بردند و با همان حق و حجّت ما ، بر ضدّ انصارْ استدلال نمودند . آن گاه ، حكومت را دست به دست گرداندند تا اين كه به ما باز گشت ؛ ولى باز ، بيعت ما را شكستند و عليه ما جنگ به راه انداختند ؛ و صاحب حكومت (على عليه السلام ) ، همواره در سختىِ فزاينده بود تا آن كه كشته شد . آن گاه با پسرش حسن عليه السلام بيعت شد و با او پيمانْ بسته شد ؛ ولى بعدا به وى نيرنگ زدند و او را تسليم كردند . عراقيان به وى هجوم آوردند ، تا آن جا كه خنجرى در پهلويش فرو بردند و اردوگاهش را غارت كردند و خلخال مادران فرزندانش را بردند تا اين كه با معاويه مصالحه كرد و خون خود و خاندان بسيار اندك خويش را حفظ كرد .
[١] المناقب ، ابن مغازلى : ص٣٩١ ح٤٤٥ .