گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٦
٤١١.الأخبار الطّوال : پس عمرو و عمّار ، سراسرِ آن روز را جنگيدند . [١]
ز ـ روزِ چهارم نبرد
٤١٢.وقعة صِفّين ـ به نقل از عمر بن سعد ـ: در روز چهارم ، عبيد اللّه بن عمر پيش تاخت و هيچ سوارِ نام آورى را [ در اردوگاهش] باقى ننهاد و هر كه را توانست ، گرد آورْد . معاويه به وى گفت : همانا با مارهاى عراق روبه رو مى شوى . پس آرام باش و تأنّى پيشه كن . آن گاه ، اشتر پيشاپيشِ سواران ، غُرنده ، پيش آمد ـ و او هر گاه قصد جنگ داشت ، مى غريد ـ ... و بر سپاه شام تاخت و آن را باز پس راند . عبيد اللّه شرم ورزيد و پيشاپيش سپاه حضور يافت ـ و او تكْ سوارى دلير بود ـ ... پس اشتر بر وى هجوم بُرد و به نيزه اش بزد . كار بالا گرفت و سپاه شام گريخت و اشتر ، برترى يافت و اين ماجرا معاويه را اندوهگين ساخت . [٢]
ح ـ روزِ پنجمِ نبرد
٤١٣.تاريخ الطبرى : در روز پنجم ، عبد اللّه بن عبّاس و وليد بن عُقبه برون آمده ، جنگى شديد كردند . ابن عبّاس به وليد نزديك شد . وليد خاندان عبد المطّلب را دشنام داد و گفت : اى ابن عبّاس! پيوندهاى خويشاوندى تان را بُريديد و پيشوايتان را كشتيد . پس گمان مى كنيد خدا با شما چه خواهد كرد؟ به آنچه طلب كرده ايد ، نمى رسيد و آنچه را آرزو برده ايد ، در نخواهيد يافت . و خداوند ـ اگر خواهد ـ شما را هلاك و مقهور مى كند . ابن عبّاس ، پيكى نزد وى فرستاد [ و پيغام داد] : «به نبردِ من بيا!» ؛ امّا وى سر باز زد . آن روز ، ابن عبّاس نبردى شديد كرد و يكْ تنه به دلِ سپاه مى زد . [٣]
[١] الأخبار الطوال : ص١٧٤ .[٢] وقعة صفّين : ص٤٢٩ .[٣] تاريخ الطبرى : ج٥ ص١٣ .