گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٨
٢٨٨.رجال الكشى ـ به نقل از ابو جارود ـ در ميان شما چيست؟ گفت : نمى دانم چه مى گويى ؛ اما شمشيرهاى ما بر دوشمان بود و هر كس را كه وى اشاره مى كرد ، با شمشير مى زديم . على عليه السلام به ما مى گفت : «پيمان ببنديد! به خدا سوگند كه پيمان شما براى طلا و نقره نيست ، و پيمان شما جز براى مرگ نيست . به درستى كه گروهى از پيشنيان بنى اسرائيل ، ميان خودْ پيمان بستند . پس هيچ يك از آنان از دنيا نرفت ، مگر آن كه پيامبرِ قومش يا روستايش و يا خودش بود ، و شما به سان آنانيد ، جز آن كه پيامبر نيستيد» . [١]
ج ـ اهتمام ويژه به نيروهاى مسلّح
٢٨٩.امام على عليه السلام ـ در سفارش نامه اش به مالك اشتر ـ: پس در كار سپاهيان ، چنان بنگر كه پدر و مادر در كار فرزندشان مى نگرند ، و مباد آنچه كه آنان را بدان نيرومند مى كنى ، نزد تو بزرگ نمايد . نيكويى ات درباره ايشان ، هرچند اندك باشد ، خُرد نيايد كه آن نيكى ، آنان را به خيرخواهى تو خوانَد و گمانشان را درباره ات نيكو گرداند ، و رسيدگى به كارهاى خُرد آنان را به اعتماد وارسى كارهاى بزرگْ وا مگذار ؛ چرا كه لطف كوچك را جايى است كه از آن بهره برگيرند ، و لطف بزرگ را جايى است كه از آن ، بى نياز نباشند . و بايد گزيده ترينِ سران سپاه در نزد تو كسى باشد كه كمك خود را ارزانى شان دارد و از آنچه دارد ، بر آنان ببخشايد ، آن اندازه كه آنان و كسانشان را كه باز مانده اند ، وسعت دهد ، تا عزم آنان در نبرد با دشمنْ يكى شود ؛ چرا كه مهربانى تو به آنان ، دل هايشان را بر تو مهربان گردانَد ، و برترين چشم روشنىِ زمامداران ، برقرارى عدالت در شهرها وپديدارشدن دوستى ميان شهروندان است . [٢]
[١] رجال الكشّى : ج١ ص١٩ ش٨ .[٢] الإمام عليّ عليه السلام ـ في عَهدِهِ إلى مالِكٍ الأَشتَرِ ـ : ثُمَّ تَفَقَّد مِن اُمورِهِم ما يَتَفَقَّدُهُ الوالِدانِ مِن وَلَدِهِما ، ولا يَتَفاقَمَنَّ في نَفسِكَ شَيءٌ قَوَّيتَهُم بِهِ . ولا تَحقِرَنَّ لُطفا تَعاهَدتَهُم بِهِ وإن قَلَّ ؛ فَإِنَّهُ داعِيَةٌ لَهُم إلى بَذلِ النَّصيحَةِ لَكَ ، وحُسنِ الظَّنِّ بِكَ . ولا تَدَع تَفَقُّدَ لَطيفِ اُمورِهِمُ اتِّكالاً عَلى جَسيمِها ؛ فَإِنَّ لِليَسيرِ مِن لُطفِكَ مَوضِعا يَنتَفِعونَ بِهِ ، ولِلجَسيمِ مَوقِعا لا يَستَغنونَ عَنهُ ، وَليَكُن آثَرُ رُؤوسِ جُندِكَ عِندَكَ مَن واساهُم في مَعونَتِهِ ، وأفضَلَ عَلَيهِم مِن جِدَتِهِ بِما يَسَعُهُم ويَسَعُ مَن وَراءَهُم مِن خُلوفِ أهليهِم ، حَتّى يَكونَ هَمُّهُم هَمّا واحِدا في جِهادِ العَدُوِّ؛ فَإِنَّ عَطفَكَ عَلَيهِم يَعطِفُ قُلوبَهُم عَلَيكَ. وإنَّ أفضَلَ قُرَّةِ عَينِ الوُلاةِ استِقامَةُ العَدلِ في البِلادِ ، وظُهورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ (نهج البلاغة : نامه ٥٣) .