گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠١
٩٢٦.صحيح مسلم ـ به نقل از عامر بن سعد بن ابى وقّاص از پدرش ـ خانواده من اند» . [١]
ب ـ خوددارى مردم از دشنامگويى به او
٩٢٧.تاريخ اليعقوبى ـ درباره حوادث سال ٤٤ هجرى ـ: در اين سال ، معاويه در مسجد ، مقصوره ساخت و در دو عيد [ فطر و قربان] ، منبرها را به مصلّى منتقل كرد و پيش از نماز ، خطبه خواند . اين به خاطر آن بود كه وقتى مردمْ نماز مى خواندند ، [ به خانه هايشان] بر مى گشتند تا لعن على عليه السلام را نشنوند . از اين رو ، معاويه خطبه را بر نماز ، مقدّم داشت . او فدك را به مروان بن حَكَم بخشيد تا بدين وسيله ، خاندان پيامبر خدا را خشمگين سازد . [٢]
٩٢٨.الطبقات الكبرى ـ به نقل از سعد بن محمّد بن حسن بن عطيّه ـ: سعد بن جُناده به كوفه نزد على بن ابى طالب عليه السلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان! برايم پسرى به دنيا آمده است ؛ او را نام گذارى كن . على عليه السلام فرمود : «اين ، عطيّه خداوند است» . لذا عطيّه [٣] ناميده شد . مادر او كنيزى رومى بود . عطيّه به همراه ابن اشعث ، عليه حَجّاج ، خروج كرد . وقتى سپاه ابن اشعثْ شكست خورد ، عطيّه به فارس گريخت . حَجّاج به محمّد بن قاسم ثقفى نوشت : «عطيّه را فرا بخوان . اگر على بن ابى طالب را لعن كرد [ كه رهايش مى كنى] ، و گرنه به او چهارصد شلّاق بزن و موى سر و ريشش را بتراش» . [ محمّد بن قاسم ،] وى را فرا خواند و نامه حَجّاج را برايش خواند . عطيّه از لعن
[١] آل عمران : آيه ٦١ .[٢] صحيح مسلم : ج٤ ص١٨٧١ ح٣٢ .[٣] تاريخ اليعقوبى : ج٢ ص٢٢٣ .[٤] وى عطيّة بن سعد بن جناده عوفى ، از بزرگان تابعيان و اوّلين كسى است كه به همراه جابر بن عبد اللّه انصارى ، قبر امام حسين عليه السلام را زيارت كرد .[٥] الطبقات الكبرى : ج٦ ص٣٠٤ .