گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٨٢
خيره و خِردها را متحيّر ساخته است . سخن خليل بن احمد فراهيدى درباره امام عليه السلام چه زيبا و رساست كه مى گويد: چه گويم درباره مردى كه دوستانش از بيم و دشمنانش از كينه ، فضايل او را پوشيده داشتند و در بين اين دو سرپوش گذارى ، آن قدر فضايل او بسيار است كه شرق و غرب را فرا گرفته است؟! [١] در اين جا اندكى از بسيار متون دينى را كه از طريق شيعه و اهل سنّت (هر دو) روايت شده ، ذكر مى كنيم؛ چرا كه ما را توان احاطه بر ويژگى هاى شخصيتى كسى چون على عليه السلام نيست؛ يگانه اى كه در ايمان ، دانش ، اخلاق ، جوان مردى ، شجاعت و رحمت، هم تراز ندارد ؛ بلكه نمى توان انسانى چون او يافت كه در وجودش ويژگى هاى متضادّى ـ كه معمولاً در يك شخص، جمع نمى شوند ـ گِرد آمده باشد. در ميدان رزم ، هرگاه بر دشمنى مى نگريست و بر او بانگ مى زد ، بدنش مى لرزيد و جان بر لبش مى رسيد ، و هيچ يك از همگنانش به پايگاه او نمى رسيدند ، و آن گاه كه به اشك حلقه زده بر چشم يتيم مى نگريست و يا به كسى كه پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه مى كرد ، دلش به لرزه مى افتاد و اشكش جارى مى شد... و به اين سبب به «گردآورنده اضداد» شناخته شده است . او در سرتاسر تاريخ و در همه زمينه ها بى نظير است. او معجزه بزرگ اسلام و پيامبر خداست ، و چرا چنين نباشد ، در حالى كه نبوّتْ وى را زير بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پيامبر افكنده بود و او فانى در جمالِ حق بود. با همه اين ها آن حضرت، خود را در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه مى ديد؟ اين را در پاسخ مولا عليه السلام به يكى از افرادى كه از دانش بسيار و شناخت ژرف او در شگفت شده بود و پنداشت كه وى پيامبر است ، مى توان يافت ، كه گفت:
[١] نهج البلاغة : خطبه ٣ .[٢] تنقيح المقال : ج ١ ص ٤٠٣ ش ٣٧٦٩ .[٣] التوحيد : ص ١٧٤ ح ٣ .[٤] ر . ك : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام : ج ٩ (بخش دهم / فصل يكم / سخنى درباره زمان اسلام آوردن امام) .