گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧٢
٧٠٠.شاعر سالك ، سنايى غزنويى ، مى سرايد : ٠ از پىِ سلطان دين ، پس چون روا دارى همى جز على و عترتش محراب و منبر داشتن؟ ٠ ٠ هشت بستان را كجا هرگز توانى يافتن جز به حبّ حيدر و شبير و شبّر داشتن؟ ٠ ٠ علم دين را تا بيابى ، چشم دل را عقل ساز تا نبايد حاجتت بر روى مِعجر داشتن ٠ ٠ تا تو را جاهل شمارد عقل ، سودت كى كند مذهب سلمان و صدق و زهد بوذر داشتن؟ ٠ ٠ علم چبْوَد؟ فرقْ دانستن حقى از باطلى نى كتاب زرق شيطان جمله از برداشتن ٠ ٠ اى سنايى! وا رَهان خود را كه نازبيا بُوَد دايه را بر شيرخواره مِهر مادر داشتن ٠ ٠ بندگى كن آل ياسين را به جان تا روز حشر همچو بى دينان نبايد روىْ اصفر داشتن ٠ ٠ زيور ديوان خود ساز اين مناقب را از آنك چاره نَبْوَد نوعروسان را ز زيور داشتن . [١] ٠
ه ـ عطّار نيشابورى (م ٦١٨ ق)
٧٠١.عطّار نيشابورى ، در شأن على عليه السلام مى گويد: {٠ رونقى كان دين پيغمبر گرفت از امير مؤمنان حيدر گرفت ٠} {٠ چون امير نَحل ، شير فَحل شد ز آهن او سنگ ، مومِ نحل شد ٠}
[١] ديوان سنايى غزنوى (به سعى و اهتمام : سيّد محمّدتقى مدرّس رضوى ، تهران : انتشارات سنايى ، ١٣٥٤ ش) : ص ٤٦٧ (نقل به اختصار) .