گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٢
٥٠٧.تاريخ اليعقوبى: همچون تويى بگريند. كجا كسى همانند مالك است؟!». [١]
٥٠٨.امام على عليه السلام ـ وقتى خبر درگذشت مالك اشتر را شنيد ـ: مالك ، و چه بود مالك؟! به خدا سوگند ، اگر كوه بود، كوهى تك بود و اگر صخره بود، سخت و محكم بود ؛ به گونه اى كه سُم هيچ ستورى بر فراز آن نمى توانست برسد و هيچ پرنده اى بر اوج آن نمى توانست بپرد. [٢]
٥٠٩.الغارات ـ به نقل از علقمة بن قيس نخعى ـ: پس از شهادت مالك اشتر، على عليه السلام پيوسته اندوهگين و ناراحت بود، تا آن جا كه پنداشتيم اوست كه مصيبت ديده است نه ما. اين اندوه، روزهايى چند از چهره وى آشكار بود. [٣]
ه ـ شكست مردم عراق در پى مرگ مالك اشتر
٥١٠.أنساب الأشراف ـ به نقل از مدائنى ـ: نزد معاويه [ به بدى ] سخن از مالك اشتر به ميان آمد. مردى از قبيله نَخَع به كسى كه از او ياد كرد، گفت: ساكت باش! همانا مرگ او اهل عراق را ذليل ساخت، و حيات او نيز شاميان را ذليل ساخته بود. معاويه هم سكوت كرد و چيزى نگفت. [٤]
[١] تاريخ اليعقوبى : ج٢ ص١٩٤ .[٢] الإمام عليّ عليه السلام ـ لَمّا جاءَهُ نَعيُ الأَشتَرِ ـ : مالِكٌ وما مالِكٌ ! وَاللّه ِ ، لَو كانَ جَبَلاً لَكانَ فِندا ، ولَو كانَ حَجَرا لَكانَ صَلدا ، لا يَرتَقيهِ الحافِرُ ، ولا يُوفي عَلَيهِ الطّائِرُ (نهج البلاغة : حكمت ٤٤٣) .[٣] الغارات : ج١ ص٢٦٥ .[٤] أنساب الأشراف : ج٥ ص٤١ .