گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥٨
٨٥٢.مُرُوج الذهب : ديگران گفتند : اى امير مؤمنان! كِى اين كارها پيش خواهد آمد؟ فرمود : «آن گاه كه اين از اين ، رنگين شود» و يك دست خود را بر ريش و دست ديگرش را بر سرش نهاد . مردم ، بسيار گريستند . فرمود : «اكنون نگِرييد ، كه پس از من ، روزگارى دراز خواهيد گريست» . بسيارى از كوفيان ، به طور مخفى ، درباره خودشان به معاويه نامه نوشتند و پيش او آدم هايى براى خود ، دست و پا كردند . به خدا سوگند ، چند روزى نگذشت كه آن خبر (شهادت على عليه السلام ) ، تحقّق يافت . [١]
ه ـ پادشاهى بنى مروان
٨٥٣.امام على عليه السلام ـ در توصيف مروان بن حَكم ـ: پادشاهى براى او به مقدارى [كوتاه] خواهد بود كه سگ ، بينى اش را مى ليسد . او پدر چهار فرمان روا خواهد بود و امّت ازوى و فرزندانش روزهاى خونينى را خواهند ديد . [٢]
و ـ سلطه حَجّاج
٨٥٤.امام على عليه السلام : بدانيد! سوگند به خدا كه جوان ثَقَفى بر شما تسلّط پيدا مى كند ؛ مردى متكبّر و نابكار . او خرّمى و بركت را نابود مى كند و شما را از درون ، تهى مى سازد . بس كن ، ابو وَذَحه! [٣] [٤]
[١] مروج الذهب : ج ٢ ص ٤٢٩ .[٢] الإمام عليّ عليه السلام ـ في وَصفِ مَروانَ بنِ الحَكَمِ ـ : أما إنَّ لَهُ إمرَةً كَلعَقَةِ الكَلبِ أنفَهُ ، وهُوَ أبُو الأَكبُشِ الأَربَعَةِ ، وسَتَلقَى الاُمَّةُ مِنهُ ومِن وُلدِهِ يَوما أحمَرَ (نهج البلاغة : خطبه ٧٣) .[٣] سيّد رضى گفته است : وَذَحه (كه در متن عربى آمده) به معناى سوسك است و اين سخن، اشاره به حجّاج دارد و وى را داستانى با سوسك است كه اين جا جاى ذكر آن نيست .[٤] الإمام عليّ عليه السلام : أما وَاللّه ِ ، لَيُسَلَّطَنَّ عَلَيكُم غُلامُ ثَقيفٍ ، الذَّيّالُ المَيّالُ ، يَأكُلُ خَضِرَتَكُم، ويُذيبُ شَحمَتَكُم ، إيهٍ أبا وذَحَةَ ! (نهج البلاغة : خطبه ١١٦) .