گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣
فصل هفتم : اشغال مصر
الف ـ فرستادن عمرو عاص براى جنگ با محمّد بن ابى بكر
٥١١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عبد اللّه بن حواله ازدى، در ذكر فرستا: او را با شش هزار مرد فرستاد... عمرو عاص رفت، تا به نزديكى هاى سرزمين مصر رسيد. عثمانى ها دور او گرد آمدند و او آن جا ماند و به محمّد بن ابى بكر چنين نوشت: اى پسر ابو بكر! ريخته شدن خونت را از من دور ساز . من دوست ندارم كه از من خراشِ ناخنى هم به تو برسد. مردم اين سامان بر سرپيچى از تو هماهنگ شده و فرمان تو را وا نهاده و از پيروى تو پشيمان شده اند. اگر كار بالا بگيرد ، تو را تسليم مى كنند . از مصر بيرون شو، كه من از خيرخواهان تواَم. والسّلام! عمرو عاص، همراه اين نامه ، نامه معاويه [ به محمّد بن ابى بكر ] را هم برايش فرستاد كه در آن آمده بود: امّا بعد؛ سرانجام تجاوز و ستم، وبالى بزرگ است . كسى هم كه خون محترمى را بريزد، از انتقام در دنيا و كيفر ابدى آخرت نمى رهد. ما هم كسى را نمى شناسيم كه تجاوزكارتر، عيبجوتر و سرسخت تر از تو بر ضدّ عثمان بوده باشد. با انتقادگران و خونريزان او هم دست و هم داستان بودى . آن گاه مى پندارى من از كار تو در خوابم يا فراموش كرده ام، تا آن جا كه به سرزمينى در همسايگى من مى آيى و حكومت مى كنى