گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠
او پس از قتل عثمان ، با امام على عليه السلام بيعت كرد ؛ ولى چون امارتى به دست نياورد و افزون بر آن ، از امتيازات دوران عثمان نيز محروم شد، در برابر امام على عليه السلام پرچم اعتراض برافراشت . تحريك كننده او در اين موضعگيرى ، پسرش عبد اللّه بود. زبير به اتفاق طلحه با وانمود كردن انجام دادن عمره به سوى مكّه رفت و در آن جا با عايشه و ديگران هماهنگ شدند و آتش جنگ جمل را برافروختند. زبير ، پس از گفتگوى امام على عليه السلام با او، از جنگْ كناره گرفت؛ ولى به دست ابن جرموز ، ترور شد.
د ـ عبد اللّه بن زبير
وى در سال اوّل هجرى در مدينه به دنيا آمد و اوّلين فرزند مهاجران است كه در مدينه به دنيا آمد. او نوه ابوبكر بود و در انحراف پدرش از مسير حق و برپا كردن جنگ جمل ، نقشى اساسى داشت. امام على عليه السلام درباره او فرمود : زبير، هميشه از مااهل بيت بود تا زمانى كه فرزند نامباركش، عبداللّه ، بزرگ شد . [١] او بعد از قتل عثمان، بسيار تلاش مى كرد تا پدرش را به خلافت برساند؛ ولى در كار خود ، موفّق نشد. او حلقه اتّصال عايشه از يك سو ، و زبير و طلحه از سوى ديگر بود. او حتّى هنگامى كه زبير قصد كناره گيرى از جنگ جمل را داشت ، به انواع حيله هاى اخلاقى و احساسى دست زد تا پدر را منصرف كند. در جنگ جمل ، زمانى كه كسى اطراف شتر عايشه نمانده بود ، عبد اللّه ، خودْ زمام شتر را به دست گرفت. او در جنگ تن به تن با مالك اشتر ، به شدّت مجروح شد. گفته اند كه به كشتن مالك اشتر بسيار تمايل داشت ، حتى اگر به قيمت جان خودش
[١] نهج البلاغة : حكمت ٤٥٣ .