گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٤
ج ـ گريستن امام عليه السلام ، هنگام رسيدن به كربلا
٣٩٩.وقعة صفّين ـ به نقل از حسن بن كثير ، از پدرش ـ: على عليه السلام به كربلا درآمد و [ چندى] توقّف ورزيد . به وى گفته شد : اى امير مؤمنان! اين[ جا ]كربلاست . گفت : «جاى كَرب و بلاء (اندوه و آسيب )!» . سپس با دست خويش به جايى اشاره كرد و گفت : «اين جا باراندازشان است و استراحتگاه شترانشان است» . آن گاه با دستش به مكانى ديگر اشاره كرد و گفت : «اين جا خون هاشان ريخته مى شود» . [١]
د ـ اَشتر ، فرمانده پيش قراولان سپاه امام عليه السلام
٤٠٠.تاريخ الطبرى ـ به نقل از خالد بن قُطْن حارثى ـ: آن گاه كه على عليه السلام از فرات برگذشت ، زياد ابن نضر و شريح بن هانى را فرا خواند و با همان حال كه از كوفه بيرون شده بودند ، به سوى معاويه روانه ساخت . آن دو ، پس از آن كه امام عليه السلام از كوفه [ به سوى معاويه] روانه شان كرد ، كناره فرات را در خشكى از جانب كوفه در پيش گرفتند تا به عانات [٢] رسيدند . در آن جا ، خبر يافتند كه على عليه السلام راه جزيره را در پيش گرفته و معاويه با سپاه شام ، از سوى دمشق به رويارويى با على عليه السلام مى رود . [ با خود] گفتند : نه ؛ به خدا سوگند ، اين خردمندانه نيست كه ما به راه ادامه دهيم ، حال آن كه اين رود ميان ما و مسلمانان و امير مؤمنان ، فاصله اندازد ؛ و خير ما در آن نيست كه با شمارِ كم و بدون نيرو[ ى كمكى] و پشتيبانى ، با سپاه شام رويارو شويم .
[١] وقعة صفّين : ص ١٤٢ .[٢] عانه ، سرزمينى است مشهور در عراق ، ميان رَقّه و هيت . ذكرى از آن در شعر به صورت «عانات» آمده است كه به نظر مى رسد به عانه و حوالى آن ، اطلاق شده است . اين سرزمين نزديك «حديثه» بر حاشيه فرات واقع است (معجم البلدان : ج ٤ ص ٧٢) .