گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٦
١٣٩.صحيح البخارى ـ به نقل از ابن عبّاس ، از خطبه عمر در روزهاى پاي در آن صورت ، يا با وجود ناخشنودى ، با وى بيعت مى كرديم و يا با آنان مخالفت مى كرديم كه فساد به پا مى شد . پس ، هر كس بدون مشورت با مسلمانان ، با كسى بيعت كند ، نه او و نه كسى كه با او بيعت كرده ، نبايد پيروى شوند ، مبادا كه كشته شوند . [١]
ج ـ كسانى كه از بيعت با ابو بكر ، سر باز زدند
١٤٠.تاريخ اليعقوبى : گروهى از مهاجران و انصار از بيعت با ابو بكر ، سر باز زدند و به على بن ابى طالب عليه السلام متمايل شدند ، از جمله : عبّاس بن عبد المطّلب ، فضل بن عبّاس ، زبير بن عوّام بن عاص ، خالد بن سعيد ، مقداد بن عمرو ، سلمان فارسى ، ابو ذر غِفارى ، عمّار بن ياسر ، بَراء بن عازب و اُبىّ بن كعب . ابو بكر به دنبال عمر بن خطّاب و ابو عبيدة بن جرّاح و مغيرة بن شعبه فرستاد و گفت : نظر (صواب) ، چيست؟ گفتند : صواب ، آن است كه عبّاس بن عبد المطّلب را ببينى و سهمى از اين حكومت براى او و نسلش قرار دهى و بدين وسيله در طرف على بن ابى طالب ، شكاف اندازيد تا اگر با شما شد ، برايتان حجّتى بر ضدّ على باشد . [٢]
د ـ سخن امام على عليه السلام پس از آگاهى از ماجراى سقيفه
١٤١.الإرشاد : چون ماجراى بيعت ابو بكر پايان گرفت و بيعت كنندگان ، با وى بيعت كردند ، مردى نزد امير مؤمنان ، كه قبر پيامبر خدا را با بيل صاف مى كرد ، آمد و به او گفت : مردم با ابو بكر بيعت كردند و انصار ، به سبب اختلاف داخلى شان خوار شدند و آزادشدگان [ فتح مكّه] [٣] به بيعت با آن مرد (ابوبكر) ، مبادرت ورزيدند كه مبادا [ خلافت ]به شما برسد .
[١] صحيح البخارى : ج٦ ص٢٥٠٥ ح٦٤٤٢ .[٢] تاريخ اليعقوبى: ج٢ ص١٢٤ .[٣] منظور ، آن دسته از قريش هستند كه در فتح مكّه هنوز مسلمان نشده بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان داد كه كسى آنان را به اسارت نگيرد تا بلكه مسلمان شوند .[٤] عنكبوت : آيات ١ـ٤ .[٥] الإرشاد : ج ١ ص ١٨٩ .