گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠٢
٩٢٨.الطبقات الكبرى ـ به نقل از سعد بن محمّد بن حسن بن عطيّه ـ على عليه السلام سر بر تافت . محمّد بن قاسم چهارصد شلّاق به وى زد و سر و ريشش را تراشيد . [١]
ج ـ شهرى كه از دشنامگويى به او خوددارى ورزيد
٩٢٩.معجم البلدان ـ در توصيف شهر سِجِستان [٢] ـ: رُهَنى گفت : از همه مهم تر ، اين كه على بن ابى طالب عليه السلام بر همه منبرهاى شرق و غرب ، مورد لعن قرار گرفت و بر منبر اين شهر ، جز يك بار ، لعن نشد .] مردم اين شهر] به خواست بنى اميّه پاسخ ندادند و در پيمانشان [ با حاكمان اموى ، اين شرط را] افزودند كه در منبر آنان ، هيچ كس لعن نشود و در شهرشان ، جوجه تيغى و لاك پشتْ شكار نكنند . كدامين بزرگوارى ، عظيم تر از خوددارى آنان از لعن برادر پيامبر خدا بر منبرشان است ، در حالى كه بر منبر حرمين (مكّه و مدينه) لعن مى شد؟ [٣]
د ـ خوددارى از بيزارى جُستن
٩٣٠.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو مِخْنف ، در بيان كشته شدن حُجْر ب: فرستاده معاويه نزد آنان آمد ، با اين پيام كه شش نفرشان آزاد و هشت نفرشان كشته شوند . فرستاده معاويه به آنان گفت : به ما فرمان داده شده است كه بيزارى (برائت) جستن از على و لعن كردن وى را به شما پيشنهاد كنيم . اگر اين كار را انجام دهيد ، شما را رها مى كنيم ؛ و اگر انجام ندهيد ، شما را مى كشيم ؛ چرا كه امير مؤمنان [ معاويه ]چنين مى پندارد كه خونتان ، به خاطر گواهى همشهريانتان عليه شما ، براى او مباح است . با
[١] الطبقات الكبرى : ج٦ ص٣٠٤ .[٢] معجم البلدان : ج٣ ص١٩١ .