گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥٥
٦٦٢.تاريخ بغداد ـ به نقل از ابراهيم ، از علقمه و اسود ـ رسانَد ، در روز قيامت، قيامت ، خداوند، دو حمايل از دُر بر گردنش مى آويزد و آن كه شمشيرى بر خود ببندد كه با آن ، دشمن على را عليه او يارى رسانَد ، خداوند در روز قيامت ، دو حمايل از آتش بر گردنش مى آويزد». گفتيم : اى مرد ، كافى است! خدا رحمتت كند! كافى است! خدا رحمتت كند! [١]
٦٦٣.تاريخ دمشق ـ به نقل از شعبى ـ: ابو بكر ، نشسته بود كه على بن ابى طالب عليه السلام از دور پيدا شد. ابو بكر وقتى او را ديد ، گفت : كسى كه نگاه به بامنزلت ترينِ مردم ، نزديك ترينِ آنان [ به پيامبر صلى الله عليه و آله ] ، با وقارترينِ آنان ، و پُر بهره ترين آنان از پيامبر خدا شادمانش مى كند ، بايد به اين كه مى آيد ، بنگرد. [٢]
٦٦٤.اليقين ـ به نقل از معاوية بن ثعلبه ليثى ـ: به ابوذر [غفارى] گفتم : اى ابوذر! ما مى دانيم كه محبوب ترين فرد نزد پيامبر خدا ، محبوب ترينِ آنان نزد توست. گفت : آرى. گفتيم : كدام يك نزد تو محبوب ترند؟ گفت : اين شيخ مظلومِ محروم از حقّ خويش (اشاره اش به امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام بود). [٣]
٦٦٥.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از عبد المؤمن انصارى ، از پدرش ، از انس: از انس پرسيدم : به نظر تو چه كسى نزد پيامبر خدا پيش تر بود. گفت : هيچ كس را به اعتبار على بن ابى طالب نديدم. در نيمه هاى شب ، مرا مى فرستاد كه او را بياورم و تا صبح با او خلوت مى كرد و تا زمانى كه از دنيا رفت ، على نزد او چنين بود. [٤]
٦٦٦.امام باقر عليه السلام : از جابر بن عبد اللّه [انصارى] درباره على عليه السلام پرسيده شد. گفت : سوگند به
[١] تاريخ بغداد : ج١٣ ص١٨٦ ش٧١٦٥ .[٢] تاريخ دمشق : ج ٤٢ ص ٤١١ و ص ٧٣ .[٣] اليقين : ص١٤٤ ح١٢ .[٤] الأمالى ، طوسى : ص٢٣٢ ح٤١١ .