گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩٣
٧٢٣.الإرشاد ـ به نقل از جُندَب بن عبد اللّه ـ: در مدينه ، پس از بيعت مردم با عثمان ، بر على عليه السلام وارد شدم . او را غمگين و سر به زير ديدم . گفتم : چه كردند قوم تو؟ فرمود : «صبرى نيكو [ بايد]» . گفتم : سبحان اللّه ! به خدا سوگند ، تو بسيار شكيبايى . [١]
ج ـ قدرت اراده و پايدارى
٧٢٤.امام على عليه السلام ـ در سخنى كه پس از جريان نهروان ، در آن ، فضايل خ: هنگامى براى اسلام قيام كردم كه مسلمانانْ ناتوان بودند ، و زمانى سربرآوردم كه همه سر در گريبان فرو برده بودند ، و زمانى سخن گفتم كه همه به لُكنت افتاده بودند ، و هنگامى به نور خدا پيش رفتم كه همه ايستاده بودند . من آوايم از همه پايين تر بود و در عمل ، جلوترينِ آنان بودم . زمام فضايل را به دست گرفتم ، بر آنان پيشى گرفتم و از همه بُردم و چون كوهى كه بادهاى شكننده آن را حركت نمى دهد و تندبادها آن را از بين نمى برد ، هيچ كس نتوانسته از من عيبى بگيرد و در من نقصى پيدا كند . [٢]
د ـ كمال خلوص
٧٢٥.الفخرى : گفته شده كه على عليه السلام در جنگى مردى را بر زمين افكند و آن گاه بر سينه اش نشست تا سرش را قطع كند . آن مرد ، آب دهان بر صورت وى افكند . على عليه السلام برخاست و رهايش كرد . وقتى از او درباره چرايى برخاستن و ترك كشتن مرد ، پس
[١] الإرشاد : ج١ ص٢٤١ .[٢] الإمام عليّ عليه السلام ـ في كَلامٍ لَهُ بَعدَ وَقعَةِ النَّهرَوانِ يَذكُرُ فيهِ فَضائِلَهُ ـ : فَقُمتُ بِالأَمرِ حينَ فَشِلوا ، وتَطَلَّعتُ حينَ تَقَبَّعوا ، ونَطَقتُ حينَ تَعتَعوا ، ومَضَيتُ بِنورِ اللّه ِ حينَ وَقَفوا ، وكُنتُ أخفَضَهُم صَوتا ، وأعلاهُم فَوتا ، فَطِرتُ بِعِنانِها ، وَاستَبدَدتُ بِرِهانِها ، كَالجَبَلِ ؛ لا تُحَرِّكُهُ القَواصِفُ ، ولا تُزيلُهُ العَواصِفُ ، لَم يَكُن لِأَحَدٍ فِيَّ مَهمَزٌ ، ولا لِقائِلٍ فِيَّ مَغمَزٌ (نهج البلاغة : خطبه ٣٧) .