گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٢
٤٠٣.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عبدالملك بن ابى حرّه حنفى ، در يادكرد ذى حجّه را جنگيدند و گاه مى شد كه در يك روز ، دو بار نبرد مى كردند : آغازِ روز و پايان آن . [١]
ج ـ آتش بس ، به اميدِ صلح
٤٠٤.تاريخ الطبرى ـ در بـيان رويـدادهـاى سـال ٣٧ هجرى ـ: در نخستين ماه آن سال ، يعنى محرّم ، آتش بس ميان على عليه السلام و معاويه رخ داد . آنان ، به اميد صلح ، تا پايان محرّم ، قرار آتش بس نهادند . [٢]
د ـ درنگ و مدارا ، به اميدِ هدايت پذيرى
٤٠٥.امام على عليه السلام ـ برگرفته كلام او ، آن گاه كه يارانش در خواستن اذ: امّا اين كه گفتيد : آيا اين همه [ تأخير ]براى ناخوشايند داشتنِ مرگ است؟ به خدا سوگند ، برايم فرقى نمى كند كه من به سوى مرگ درآيم يا مرگ به سوى من روان شود . و امّا اين سخنتان كه [ شايد] در [ جنگ با] شاميان به شك افتاده ام ؛ به خدا سوگند كه هيچ روزى جنگ را به تأخير نيفكنده ام ، مگر از آن رو كه اميدوار بوده ام دسته اى [ از ايشان] به من بپيوندند و هدايت پذيرند و از نورِ من بينايى گيرند . و اين ، براى من دوست داشتنى تر از آن است كه ايشان را در عين گم راهى شان بكُشم ، هر چند اگر كشته شوند ، به كيفر گناهانشان گرفتار خواهند گشت» . [٣]
[١] تاريخ الطبرى : ج٤ ص٥٧٤ .[٢] تاريخ الطبرى : ج٥ ص٥ .[٣] الإمام عليّ عليه السلام ـ مِن كَلامٍ لَهُ عليه السلام وقَدِ استَبطَأَ أصحابُهُ إذنَهُ لَهُم فِي القِتالِ بِصِفّينَ ـ : أمّا قَولُكُم : أكُلَّ ذلِكَ كَراهِيَةَ المَوتِ ؟ فَوَاللّه ِ ما اُبالي ، دَخَلتُ إلَى المَوتِ أو خَرَجَ المَوتُ إلَيَّ . وأمّا قَولُكُم : شَكّا في أهلِ الشّامِ ، فَوَاللّه ِ ما دَفَعتُ الحَربَ يَوما إلّا وأنا أطمَعُ أن تَلحَقَ بي طائِفَةٌ فَتَهتَدِيَ بي ، وتَعشُوَ إلى ضَوئي ، وذلِكَ أحَبُّ إلَيَّ مِن أن أقتُلَها عَلى ضَلالِها ، وإن كانَت تُبوءُ بِآثامِها (نهج البلاغة : خطبه ٥٥) .