گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٢
٤ . نيايش به هنگام نبرد
٢٩٨.امام صادق عليه السلام : به درستى كه اميرمؤمنان هنگامى كه قصد نبرد مى كرد ، اين نيايش ها را بر زبان مى آورد : «بار خدايا! به درستى كه تو راهى از راه هايت را نشان دادى و خشنودى ات را در آن نهادى ، و دوستانت را به سويش دعوت كردى و آن را برترين راه نزد خودت از جهت پاداش ، وگرامى ترينِ آنها از جهت بازگشت ، و دوست داشتنى ترينِ آنها نزد خودت از جهتِ روش قرار دادى . آن گاه در اين راه ، از مؤمنان ، جان و مالشان را خريدى كه در مقابل بهشت ، در راه خدا پيكار كنند ، مى كُشند و كشته مى شوند ؛ [ و اين ، ]وعده اى است حق از جانب تو . پس مرا از آنانى قرار ده كه جانش را از او خريده اى و سپس ، او به داد و ستدى كه با او داشتى ، وفا كرد ، پيمانى را نشكست و نقض نكرد و آن را تغيير نداد ؛ بلكه پاسخى به محبّت هايت و براى نزديك شدن به تو قرارش داد . پس آن را پايان كارم قرار ده و پايان عمرم را در اين راه ، مقرّر ساز و در اين راه ، شهادتى روزى ام كن كه سبب خشنودى تو گردد و لغزش هايم را بدان پاك گردانَد ، و مرا در زمره زندگان كه از دست دشمنان و نافرمانان روزى خورده اند ، در زير پرچم حقّ و هدايت ، قرار ده كه در [ راه ]پيروزى بر آنان ، گام بر مى دارد ، پشت كننده [ به نبرد ]نيست ، و شك آور نباشد . بار خدايا! به تو پناه مى برم در اين هنگام ، از ترس به هنگام وحشت ها و از سُستى به هنگام يورش قهرمانان ، و از گناهى كه اعمالم را تباه سازد . پس ، از روى شكْ باز ايستم ، يا بدون يقين بگذرانم ، و [ در نتيجه ]تلاشم بيهوده و عملم پذيرفته نشده باشد» . [١]
[١] الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام كانَ إذا أرادَ القِتالَ قالَ هذِهِ الدَّعَواتِ: اللّهُمَّ إنَّكَ أعلَمتَ سَبيلاً مِن سُبُلِكَ ، جَعَلتَ فيهِ رِضاكَ ، وَنَدبتَ إلَيهِ أولِياءَكَ ، وجَعَلتَهُ أشرَفَ سُبُلِكَ عِندَك ثَوابا ، وأكرَمَها لَدَيكَ مَآبا ، وأحَبَّها إلَيكَ مَسلَكا ، ثُمَّ اشتَرَيتَ فيهِ مِنَ المُؤمِنينَ أنفُسَهُم وأموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللّه ِ فَيَقتُلونَ ويُقتَلونَ وَعدا عَلَيكَ حَقّا ، فَاجعَلني مِمَّنِ اشتَرى فيهِ مِنكَ نَفسَهُ ثُمَّ وَفى لَكَ بِبَيعِهِ الَّذي بايَعَكَ عَلَيهِ ، غَيرَ ناكِثٍ ولا ناقِضٍ عَهدا ، ولا مُبَدِّلاً تَبديلاً ، بَلِ استيجابا لِمَحَبَّتِكَ ، وتَقَرُّبا بِهِ إلَيكَ ، فَاجعَلهُ خاتِمَةَ عَمَلي ، وصَيِّر فيهِ فَناءَ عُمُري ، وَارزُقني فيهِ لَكَ وبِهِ مَشهدا توجِبُ لي بِهِ مِنكَ الرِّضا ، وتَحُطُّ بِهِ عَنِّي الخَطايا ، وتَجعَلُني فِي الأَحياءِ المَرزوقينَ بِأَيدِي العُداةِ وَالعُصاةِ ، تَحتَ لِواءِ الحَقِّ ورايَةِ الهُدى ، ماضِيا عَلى نُصرَتِهِم قُدُما ، غَيرَ مُوَلٍّ دُبُرا ، ولا مُحدِثٍ شَكّا ، اللّهُمَّ وأعوذُ بِكَ عِندَ ذلِكَ مِنَ الجُبنِ عِندَ مَوارِدِ الأَهوالِ ، ومِنَ الضَّعفِ عِندَ مُساوَرَةِ الأَبطالِ ، ومِنَ الذَّنبِ المُحبِطِ لِلأَعمالِ ، فَاُحجِمَ مَن شَكٍّ ، أو أمضِيَ بِغَيرِ يَقينٍ ، فَيَكون سَعيي في تَبابٍ ، وعَمَلي غَيرَ مَقبولٍ (الكافى : ج٥ ص٤٦ ح١) .