گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢
٣٠.الإرشاد ـ به نقل از عبد الملك بن هشام و محمّد بن اسحاق و مى شوند ...!» . و در حديث آمده است كه چون امير مؤمنان گفت : «من على بن ابى طالبم» ، يكى از عالمان يهود گفت : سوگند به آنچه بر موسى نازل شد كه شكست خورديد ! پس چنان ترسى در دلشان افتاد كه ديگر نتوانستند دوام بياورند . [١]
٣١.صحيح البخارى ـ به نقل از سهل بن سعد ـ: پيامبر خدا در جنگ خيبر فرمود: «فردا ، اين پرچم را به دست مردى مى سپارم كه خدا با دستان او فتح مى كند . او خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند» . لشكر ، شب را در اين گفتگو به سر بردند كه [فردا ]پرچم به چه كسى داده مى شود . چون صبح شد ، به نزد پيامبر خدا آمدند و هر كس اميد داشت كه [پرچم ]به او داده شود . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «على بن ابى طالب كجاست؟» . گفته شد : اى پيامبر خدا ! او از چشمْ درد مى نالد . فرمود : «كسى را به سراغ او بفرستيد [تا او را بياورد]» . [ چون على عليه السلام را آوردند ،] پيامبر صلى الله عليه و آله آب دهان خود را بر چشمانش نهاد و برايش دعا كرد . چنان بهبود يافت كه گويى دردى نداشته است . پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را به او سپرد . على عليه السلام گفت : اى پيامبر خدا ! آيا با آنان بجنگم تا مانند ما [ مسلمان ]شوند؟ فرمود : «به نرمى و تأنّى برو تا به جايگاه آنان برسى . سپس ، آنان را به اسلام ، دعوت كن و آنان را از حقّ خدا در آن آگاه كن كه به خدا سوگند ، اگر خداوندْ يك نفر را به دست تو هدايت كند ، برايت از شتران سرخ مو [٢] بهتر است» . [٣]
٣٢.الإرشاد: چون امير مؤمنان ، مرحب را كشت ، همراهانش بازگشتند و درِ دژ را به روى
[١] الإرشاد : ج ١ ص ١٢٥ .[٢] شتر و بويژه شتر سرخ مو ، از نفيس ترين دارايى هاى عرب بود .[٣] صحيح البخارى : ج٤ ص١٥٤٢ ح٣٩٧٣ .