گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥٩
فصل هفتم : على عليه السلام از زبان يارانش
٦٨٠.ربيع الأبرار : زياد بن ابيه ، از ابو الأسود [دُئلى] درباره دوستى على عليه السلام پرسيد. ابو الأسود گفت : دوستىِ على در دل من ، شديدتر مى گردد ، همان گونه كه دوستىِ معاويه در دل تو افزوده مى شود. من از دوست داشتن على ، خداوند و خانه آخرت را مى طلبم ، و تو با دوست داشتن معاويه ، دنيا و زيور آن را مى جويى. مَثَل من و تو ، چنان است كه شاعر مَذحِجى گفته است : ٠ دو دوست با خواستِ گونه گونيم من بزرگى مى جويم و او به يمن ، علاقه دارد. ٠ ٠ من خون بنى مالك را و شير دوش ، سفيدىِ شير را در نظر مى دارد. [١] ٠
٦٨١.تنبيه الخواطر ـ به نقل از احنف بن قيس ، هنگامى كه معاويه از او: او سه چيز را گرفته بود و سه چيز را رها كرده بود : هنگامى كه سخن مى گفت ، دل مردم را در كف مى گرفت؛ هرگاه با وى سخن گفته مى شد ، خوبْ گوش مى داد؛ و هنگامى كه با او مخالفت مى شد ، نرم ترين روش را برمى گزيد. جدال را ترك مى كرد؛ هم نشين نابكار نمى شد ؛ و از آنچه از او عذرخواهى مى شد ، دست
[١] ربيع الأبرار : ج٣ ص٤٧٩ .