گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧٦
٧٠٣.مولانا ، از عرفا و شعراى نامدار قرن هفتم ، مى سر ٠ بخل من للّه ، عطا للّه و بس جمله للّه ام ، نِيَم من آنِ كس ٠ ٠ و آنچه للّه مى كنم ، تقليد نيست نيست تخييل و گمان ، جز ديدنى است ٠ ٠ ز اجتهاد و از تحرّى رَسته ام آستين بر دامن حق بسته ام ٠ ٠ گر همى پرّم ، همى بينم مَطار ور همى گردم ، همى بينم مدار ٠ ٠ ور كشم بارى ، بدانم تا كجا ماهم و خورشيد ، پيشم پيشوا ٠ ٠ بيش از اين با خلق گفتن ، روى نيست بحر را گنجايى اندر جوى نيست . [١] ٠
ح ـ سعدى شيرازى (قرن هفتم)
٧٠٤.شيخ اجل سعدى شيرازى مى گويد : ٠ كس را چه زور و زَهره كه وصف على كند؟ جبّار در مناقب او گفت : «هل أتى» ٠ ٠ زور آزماى قلعه خيبر كه بند او در يكدگر شكست به بازوى «لا فتى» ٠ ٠ مردى كه در مَصاف، زِرِه، پيش بسته بود تا پيش دشمنان نكند پشت بر غزا ٠ ٠ شير خدا و صَفدر ميدان و بحر جود جانبخش در نماز و جهان سوز در وغا ٠ ٠ ديباچه مروّت و ديوان معرفت لشكركش فتوّت و سردار اتقيا ٠ ٠ فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست ماييم و دست و دامن معصوم مرتضى. [٢] ٠
[١] مثنوى معنوى (نسخه نيكلسون ، نشر پوريا ، ١٣٧٣ ش ، اوّل) : ج٣ ، دفتر ششم ، ص٥٣٥ .[٢] كليات سعدى (تصحيح : محمّد على فروغى ، كتابفروشى علمى ، بى تا) : ص ٤٢٩ ـ ٤٣٠ .