گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٠
و گروهك متجاوز ، او را خواهند كشت» [١] و [ هم] فرموده بود : «عمّار را روا نيست كه از حق جدا گردد و آتش ، هرگز چيزى از پيكرش را در كام نخواهد كشيد» [٢] و [ همچنين ]فرموده بود : «هرگاه مردم دچار اختلاف شوند ، فرزند سميّه با حق خواهد بود ...» [٣] . بسيارى مى كوشيدند تا عمّار را ببينند و سخنش را بشنوند تا از خلال گفتار اين پير بزرگوارِ بُرنادل كه سخنش از اعماق قلبش سرچشمه مى گرفت ، با حقّانيّت امير مؤمنان ، بيشتر آشنا شوند و بدين سان ، گام هايى استوارتر بيابند . آن گاه كه اين پير فرتوتِ قد خميده بر خاك افتاد و به خون خويش درغلتيد و جام مرگ را نوشيد ، هر دو سپاه را گران آمد . آشوب انگيزان و آتش افروزان ، آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داده بود ، به چشم خويش ديدند و لكّه ننگ «گروهك متجاوز» برايشان گران جلوه كرد . پس بايد با حيله گرى ، فتنه اى ديگر و نيرنگى تازه بر مى ساختند تا سپاهشان زبون نشود . و اين ، همان كارى بود كه معاويه كرد . امام بزرگ ما ـ درودهاى خداوند بر او باد ـ خالص ترين و برترين يار خويش را از دست داد و بازوى توانايش قطع شد و جان مقدّسش غمگين و سينه اش تنگ گشت و فرمود : «خداى رحمت كند عمّار را آن روز كه اسلام آورد ، آن روز كه كشته شد ، و آن روز كه زنده برانگيخته خواهد شد!» . [٤]
ه ـ آشفتگى سپاه معاويه
٤١٩.شرح نهج البلاغة : پس از كـشته شـدن عمّـار ، سپاهيان شام آشفته شدند ؛ زيرا روايت عمرو بن عاص [ از پيامبر خدا ]به يادشان بود كه : «عمّار را گروهك متجاوز خواهند كشت» . از اين رو ، معاويه گفت : جز اين نيست كه عمّار را كسى كشت كه او را به
[١] وقعة صفين : ص ٣٣٥ .[٢] وقعة صفين : ص ٣٣٥ .[٣] المعجم الكبير : ج ١٠ ص ٩٦ ح ١٠٠٧١ .[٤] الطبقات الكبرى : ج ٣ ص ٢٦٢ .