گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩١
٩١٦.الكامل ، مبرّد ـ به نقل از ابو العبّاس ـ برداشت و برايش دعا كرد . سپس او را به ابن عبّاس برگرداند و فرمود : «آن را بگير ، اى پدر پادشاهان! او را على ناميدم و كنيه اش را ابو الحسن قرار دادم» . هنگامى كه معاويه به قدرت رسيد ، به ابن عبّاس گفت : حقّ گذاشتن نام و كنيه [ على را بر فرزندانتان ]نداريد . من اين [ فرزندت ]را ابو محمّد كنيه دادم . و عادت بر اين جارى شد [كه كسى به نام و كنيه على ، نام گذارى نشود] . [١]
ب ـ جعل احاديث در مذمّت وى
٩١٧.شرح نهج البلاغة : استادمان ، ابو جعفر اِسكافى ـ كه خدا رحمتش كند ـ از دوستداران واقعى على عليه السلام بود و در برتر دانستن وى پافشارى مى كرد . گر چه باور به برترى داشتن على عليه السلام ، در بين همه همكيشان بغدادىِ ما (اهل سنّتْ) شايع بود ؛ ولى ابو جعفر در اين باور ، تندترينِ آنان از نظر سخن و بااخلاص ترين آنان از نظر اعتقاد بود . ابو جعفر آورده است كه : معاويه گروهى از صحابه و گروهى از تابعيان را به نقل اخبار ناشايست درباره على عليه السلام گمارد تا موجب طعن على عليه السلام و بيزارى جستن از وى گردد و براى آنان در اين كار ، دست مزدى قرار داد كه موجب تشويق آنان به چنين كارهايى مى شد . آنان ، آنچه را موجب خشنودى معاويه مى گشت ، ساختند ، از جمله آنان [ از صحابه] : ابو هُرَيره ، عمرو بن عاص ، مغيرة بن شعبه ؛ و از تابعيان ، عروة بن زبير بودند . [٢]
ج ـ گسترش دشنامگويى به او
٩١٨.امام على عليه السلام ـ در توصيف معاويه ـ: آگاه باشيد كه پس از من ، مردى گلوگشاده و
[١] الكامل ، مبرّد : ج٢ ص٧٥٦ .[٢] شرح نهج البلاغة : ج٤ ص٦٣ .