گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠٣
٩٣٠.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو مِخْنف ، در بيان كشته شدن حُجْر ب اين همه ، او شما را بخشيده است . پس ، از على بن ابى طالب ، بيزارى بجوييد تا شما را آزاد بگذاريم . آنان گفتند : بار خدايا! ما اهل چنين كارى نيستيم . [ فرستاده معاويه] دستور داد كه قبرشان را بكنند و كفن هايشان را بياورند . آنان ، همه شب را به نماز خواندن گذراندند . وقتى صبح شد ، ياران معاويه گفتند : اى جمع! ديشب شما را ديديم كه نماز طولانى خوانديد و دعاى نيكو به جا آورديد . به ما بگوييد كه نظرتان درباره عثمان چيست؟ گفتند : او نخستين كسى بود كه در قضاوت ، ستم كرد و به غير حق ، عمل كرد . ياران معاويه گفتند : امير مؤمنان [ معاويه] شما را بهتر مى شناخت! آن گاه در مقابل آنان ايستادند و گفتند : از اين مرد (على عليه السلام ) بيزارى بجوييد . آنان گفتند : او را دوست مى داريم و از كسى كه از او بيزارى بجويد ، بيزاريم . هر يك از ياران معاويه ، يكى از ياران حُجْر را گرفت تا بكشد . قبيصة بن ضبيعه به دست ابو شريفِ بدّى افتاد . قَبيصه به او گفت : بين خاندان من و خاندان تو ، پيمان امان است . كسى غير از تو مرا بكشد . ابو شريف به وى گفت : خوبى كردن به تو صله رحم است . آن گاه حَضرَمى را گرفت و كشت ، و قبيصة بن ضبيعه به دست قُضاعى كشته شد . سپس ، حجر به آنان گفت : بگذاريد وضو بگيرم . به او گفتند : بگير . وقتى وضو گرفت ، گفت : بگذاريد دو ركعتْ نماز بگزارم كه به خدا سوگند ، هيچ گاه وضو نگرفته ام ، مگر آن كه [ پس از آن ،] دو ركعت نماز خوانده ام . گفتند : بخوان . [ حجر ،] نماز خواند . سپس برگشت و گفت : سوگند به خدا ، هيچ گاه نمازى كوتاه تر از اين نماز نخوانده بودم . چنانچه نمى پنداشتيد كه از مرگ مى ترسم ، دوست داشتم كه بيشتر نماز بخوانم .