گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩
امّت در آنها با وى شريك نيست. [١] اكنون ، بر اساس وقايع تاريخى و آنچه آورديم ، جلوه هاى والاى على عليه السلام را در اين نبرد ، بدين گونه برمى شمريم : ١ . پرچمدارى مهاجران ؛ ٢ . حضور شكوهمند در اوج نبرد و در هنگامه هجوم بى امان دشمن ، و دفع خطر از جان پيامبر خدا در لحظاتى كه بسيارى گريخته بودند ؛ ٣ . كشتن ابو جرول ، كه موجب فروپاشى سپاه هوازن شد ؛ ٤ . كشتن چهل نفر از رزم آوران هوازن ؛ ٥ . فرماندهى گروهى كه براى از بين بردن بت هاى منطقه بسيج شده بودند ؛ ٦ . هماوردى با «شهاب» از قبيله «خَثعَم» كه هيچ كس از مسلمانان ، هماورد جويى او را در ميدان نبرد ، پاسخ نگفت و على عليه السلام او را از پاى درآورد ؛ ٧ . كشتن «نافع» كه تسليم شدن بسيارى را در پى داشت.
٣٦.الإرشاد: مردى از هوازن ، سوار بر شتر سرخ مويش پيش آمد . در دستش پرچم سياهى آويخته بر سر نيزه بلندى داشت و پيشاپيش دشمن مى آمد و چون به مسلمانان دست مى يافت ، كار آنها را مى ساخت و چون از جلويش مى گريختند ، پرچم را براى مشركانى كه پشت سرش بودند ، مى افراشت و آنان به دنبالش مى آمدند ، و رَجَز مى خواند و مى گفت : {٠ من ابو جرولم! استوار ايستاده ام تا اين قوم را شكست دهيم يا شكست بخوريم . ٠} پس امير مؤمنان ، آهنگ او كرد و ضربتى بر پشت شترش زد و او را به خاك افكند
[١] الإرشاد : ج ١ ص ١٤٩ .