گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨٩
فصل پنجم : نيرنگ هاى دشمنان امام على عليه السلام براى خاموش كردن نور او
الف ـ جلوگيرى از يادكردِ فضايل او
٩١٣.المناقب ، ابن شهر آشوب : معاويه اعلام كرد كه : «تعهّدِ [ حكومت] از كسى كه حديثى از فضايل على را نقل كند ، برداشته شده است» ، به گونه اى كه عبد اللّه بن شدّادِ ليثى گفت : دوست داشتم مرا رها مى كردند كه يك روز تا شب ، فضايل على بن ابى طالب را نقل كنم و آن گاه ، گردنم زده مى شد . [شرايط ، چنان بود كه] محدّثى كه در موضوع «فقه» ، [از على عليه السلام ] حديث نقل مى كرد ، يا حديثى درباره «مبارزات» او مى آورد ، مى گفت : مردى از قريش گفت [ و جرئت نمى كرد نام على عليه السلام را بياورد] . عبد الرحمان بن ابى ليلى [ ، هنگامى كه حديثى را از زبان على عليه السلام نقل مى كرد،] مى گفت : يكى از ياران پيامبر خدا برايم نقل كرد و حسن بصرى مى گفت : ابو زينب گفت . از ابن جُبَير ، درباره حامل لِواء (پرچم) ، [١] پرسيده شد . وى گفت : گويا تو آسوده خاطرى! [٢]
٩١٤.الإرشاد : در خصوص دفن فضايل امير مؤمنان و ايجاد مانع براى نشر آنها توسّط علما ،
[١] مقصود ، پرچمِ (درفشِ) مخصوص پيامبر خداست كه در جنگ ها، آن را به على عليه السلام مى سپرد و آن را «لِواءُ الحمد (درفش ستايش)» مى خواندند . (م)[٢] المناقب ، ابن شهر آشوب : ج٢ ص٣٥١ .