گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧١
٧٠٠.شاعر سالك ، سنايى غزنويى ، مى سرايد : {٠ من سلامتْ خانه نوح نبى بنمايمت تا توانى خويشتن را ايمن از شر داشتن ٠} {٠ شو مدينه ى علم را درجوى و پس در وى خرام تا كى آخر خويشتن چون حلقه بر در داشتن؟ ٠} {٠ چون همى دانى كه شهر علم را حيدر در است خوب نَبوَد جز كه حيدر مير و مِهتر داشتن ٠} {٠ كى روا باشد به ناموس و حِيَل در راه دين ديو را بر مسند قاضىّ اكبر داشتن؟ ٠} {٠ از تو خود چون مى پسندد عقل نابيناى تو پارگين را قابل تسنيم و كوثر داشتن؟ ٠} {٠ مر مرا بارى نكو نايد ز روى اعتقاد حقّ حيدر بُردن و دين پيمبر داشتن ٠} {٠ آن كه او را بر سرِ حيدر همى خوانى امير كافرم گر مى تواند كفش قنبر داشتن ٠} {٠ تا سليمان وار باشد حيدر اندر صدر مُلك زشت باشد ديو را بر تارك ، افسر داشتن ٠} {٠ گر همى خواهى كه چون مُهرت بود مِهرت قبول مِهر حيدر بايدت با جان برابر داشتن ٠} {٠ جز كتاب اللّه و عترت ز احمد مُرسل نمانْد يادگارى كان توان تا روز محشر داشتن ٠} {٠ از گذشت مصطفاى مجتبى ، جز مرتضى عالم دين را نيارد كس مُعَمّر داشتن ٠}