گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦
١٩.السيرة النبوية ، ابن هشام ـ به نقل از ابن اسحاق ، در ذكر وقايع جنگ بدر ـ سپس مُنادىِ آنان ندا در داد: اى محمّد! همتايانمان از قوم خودمان را به سوى ما گسيل دار . پيامبر خدا فرمود : «اى عبيدة بن حارث ، برخيز ! اى حمزه ، برخيز ! اى على ، برخيز!» . پس چون برخاستند و به آنان نزديك شدند ، گفتند : شما كيستيد؟ عبيده گفت : عبيده . و حمزه گفت : حمزه . و على گفت : على . گفتند : آرى ، همتايان ارجمندى هستيد . پس عبيده ـ كه مسن ترين فرد گروه بود ـ با عتبة بن ربيعه ، و حمزه با شيبة بن ربيعه ، و على عليه السلام با وليد بن عُتبه رويارو شدند . حمزه ، در كشتن شيبه به وى مهلت نداد و على عليه السلام نيز در كشتن وليد ، و دو ضربه ميان عبيده و عتبه ردّ و بدل شد ؛ ولى هر دو در برابر هم ايستادگى مى كردند و حمزه و على عليه السلام با شمشيرهايشان به سوى عتبه بازگشتند و كارش را تمام كردند و عبيده را برداشتند و به همراهانش رساندند . [١]
٢٠.امام باقر عليه السلام : در جنگ بدر ، [فرشته] مُنادى اى به نام «رضوان» ، در آسمان ، ندا داد: «شمشيرى جز ذوالفقار ، و جوان مردى جز على نيست» . [٢]
ب ـ جنگ اُحُد
يكسال پس از شكست مشركان در جنگ بدر ، آنان جنگ ديگرى را سامان دادند . اين نبرد در هفتم شوال سال سوم هجرى در منطقه احد ـ خارج از مدينه ـ آغاز شد . در ابتدا مى رفت كه مسلمانان پيروز شوند اما گروهى از ديدبانان و تيراندازان به طمع غنايم ، محل مأموريت خود را بر روى كوه ترك كردند و بدين سان لشكر اسلام با يورش غافلگيرانه دشمن روبرو شدند . سپاه اسلام به شدّتْ آسيب ديد و در هم شكست و همه ، بجز على عليه السلام ـ كه
[١] السيرة النبويّة ، ابن هشام : ج٢ ص٢٧٧ .[٢] الإمام الباقر عليه السلام : نادى مُنادٍ فِي السَّماءِ يَومَ بَدرٍ يُقالُ لَهُ رِضوانُ : لا سَيفَ إلّا ذُو الفَقارِ ، ولا فَتى إلّا عَلِيٌّ (تاريخ دمشق : ج٤٢ ص٧١) .