گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٩
فصل سوم : شكوه امام عليه السلام از نافرمانى يارانش
الف ـ گرفتار نافرمانان
٤٩٢.امام على عليه السلام ـ از خطبه اش ، وقتى كه خبر يافت نعمان بن بشير به: گرفتار كسانى شده ام كه چون فرمان مى دهم ، پيروى نمى كنند و آن گاه كه فرا مى خوانم ، پاسخ نمى دهند. اى ناكَسان! براى يارى كردن پروردگارتان منتظر چيستيد؟ آيا آيينى نيست كه شما را گرد آورد؟ و غيرتى نيست كه شما را به خروش آورد؟ من در ميان شما به كمك خواهى ايستاده ام و با فرياد، از شما يارى مى طلبم . نه سخنم را مى شنويد، نه فرمانم را گردن مى نهيد، تا آن جا كه كارها سرانجام شومى را نشان مى دهد. با شما نه مى توان خونخواهى كرد و نه به خواسته اى رسيد. شما را به يارى برادرانتان فرا خواندم، همچون شتر بيمار ناليديد و چون شتر لاغر و زخمى سستى كرديد. آن سپاه اندك و آشفته و ناتوان هم كه از سوى شما نزد من آمدند، چنان بودند كه «گويا به سوى مرگ فرستاده مى شوند و آنان نگران اند» [١] . [٢]
[١] انفال : آيه ٦ .[٢] الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَةٍ خَطَبَها عِندَ عِلمِهِ بِغَزوَةِ النُّعمانِ بنِ بَشيرٍ لِعَينِ التَّمرِ ـ : مُنِيتُ بِمَن لا يُطيع إذا أمَرتُ ، ولا يُجيبُ إذا دَعَوتُ ، لا أبا لَكُم ! ما تَنتَظِرونَ بِنَصرِكُم رَبَّكُم ؟ أ ما دينٌ يَجمَعُكُم ، ولا حَمِيَّةٌ تُحمِشُكُم ! أقومُ فيكُم مُستَصرِخا ، واُناديكُم مُتَغَوِّثا ، فَلا تَسمَعونَ لي قَولاً ، ولا تُطيعونَ لي أمرا ، حَتّى تَكَشَّفَ الاُمورُ عَن عَواقِبِ المَساءَةِ ؛ فَما يُدرَكُ بِكُم ثارٌ ، ولا يُبلَغُ بِكُم مَرامٌ . دَعَوتُكُم إلى نَصرِ إخوانِكُم فَجَرجَرتُم جَرجَرَةَ الجَمَلِ الأَسَرِّ ، وتَثاقَلتُم تَثاقُلَ النِّضوِ الأَدبَرِ ، ثُمَّ خَرَجَ إلَيَّ مِنكُم جُنَيدٌ مُتَذائِبٌ ضَعيفٌ ، «كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ»(نهج البلاغة : خطبه ٣٩) .