گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٤
٤٨٠.صحيح مسلم ، ـ به نقل از بُسْر بن سعيد ، از عبيد اللّه بن ابى آنها منفورترينِ مردمان نزد خداست ، مردى است سياه كه يكى از دستانش همانند سر پِستان گوسفند يا برآمدگى پستان [ زن ]است» . چون على بن ابى طالب عليه السلام آنان را كُشت ، گفت : «نظر اندازيد!» . نظر انداختند و نشانى [ از آن مرد ]نيافتند . گفت : «باز گرديد [ و نظر اندازيد]! به خدا سوگند ، من نه دروغ گفته ام و نه به من دروغ گفته شده» ـ و اين سخن را دو يا سه بار گفت ـ . سپس او را در ويرانه اى يافتند و آوردند تا در مقابل على عليه السلام قرار دادند . عبيد اللّه گفت : و من، گواه اين حال ايشان و گفتار على عليه السلام درباره آنان بودم . [١]
ز ـ سخنان امام عليه السلام ، هنگام گذشتن بر كشتگانِ خوارج
٤٨١.امام على عليه السلام ـ آن گاه كه در نبرد نهروان، بر كشتگانِ خوارج بر م: «بدا به حالتان! آن كه فريبتان داد ، شما را زيانكار ساخت» . به وى گفته شد : اى امير مؤمنان! چه كسى ايشان را فريفت؟ گفت : «همان شيطان گم راه كننده و نَفْسِ فرمان دهنده به بدى ، كه آنان را فريفته آرزوها ساخت و راه نافرمانى را به رويشان گشود و به پيروزى وعده شان داد و در آتش ، سرنگونشان كرد» . [٢]
ح ـ خبرِ امام عليه السلام از ادامه راه خوارج در تاريخ
٤٨٢.المصنّف ، عبد الرزّاق ـ به نقل از قَتاده ـ: آن گاه كه على عليه السلام خوارج را هلاك كرد ، كسى گفت : ستايش ، از آنِ خدايى است كه ايشان را نابود كرد و ما را از آنان راحت بخشيد .
[١] صحيح مسلم : ج٢ ص٧٤٩ ح١٥٧ .[٢] الإمام عليّ عليه السلام ـ وقَد مَرَّ بِقَتلَى الخَوارِجِ يَومَ النَّهرَوانِ ـ : بُؤسا لَكُم ، لَقَد ضَرَّكُم مَن غَرَّكُم ! فَقيلَ لَهُ : مَن غَرَّهُم يا أميرَ المُؤمِنينَ ؟ فَقالَ عليه السلام : الشَّيطانُ المُضِلُّ ، وَالأَنفُسُ الأَمّارَةُ بِالسّوءِ ، غَرَّتهُم بِالأَمانِيِّ ، وفَسَحَت لَهُم بِالمَعاصي ، ووَعَدَتهُمُ الإِظهارَ ، فَاقتَحَمَت بِهِمُ النّارَ (نهج البلاغة : حكمت ٣٢٣) .