گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧
٣٨١.شرح نهج البلاغة : نزد من روانه كن». [١]
د ـ سياست معاويه در پاسخ به امام على عليه السلام
٣٨٢.تاريخ الطبرى ـ در گزارش نامه امام على عليه السلام به معاويه و: فرستاده اميرمؤمنان به سوى معاويه، سبره جُهَنى بود. او نزد معاويه رفت؛ ولى معاويه ، نه نامه اى مى نوشت و نه پاسخى مى داد و فرستاده را نمى پذيرفت و هر گاه فرستاده از او جواب مى خواست ، تنها اين اشعار را مى خواند: مانند دژى استوار بمان يا دستم را در جنگى خانمانسوز كه آتش برافروزد ، بربند. جنگى با همسايگان و فرزندانتان كه كشتن فاجعه بار آنان ، موى سر و گيجگاه را سپيد كند. جنگى كه زير دستان و بالا دستان را خسته كند و براى آن ، جز ما سرپرستى و داورى يافت نشود. هرگاه جُهَنى تقاضاى نوشتن پاسخ نامه را مى كرد ، معاويه بيش از اين اشعار ، چيزى در پاسخش نمى گفت ، تا آن كه ماه سوم كشتن عثمان ، يعنى ماه صفر شد . معاويه ، مردى از بنى عَبْس و يك نفر از بنى رَواحه به نام قبيصه را فرا خواند و طومارى مُهر زده به وى داد كه عنوانش چنين بود : از معاويه به على. سپس [ به عَبْسى] گفت : هر گاه وارد مدينه شدى ، پايين طومار را بگير [ و آن را بلند كن] ، و به وى سفارش هايى كرد كه چه بگويد و فرستاده على عليه السلام را نيز روانه ساخت. هر دو بيرون آمدند و در آغاز ماه ربيع اوّل ، به مدينه رسيدند. وقتى وارد مدينه شدند ، عبسى طومار را ـ چنان كه مأمور شده بود ـ بلند كرد و مردم ، بيرون آمدند
[١] شرح نهج البلاغة : لَمّا بويِعَ عَلِِيٌّ عليه السلام كَتَبَ إلى مِعاوِيَةَ : أمّا بَعدُ ، فَإِنَّ النّاس قَتَلوا عُثمانَ عَن غَيرِ مَشورَةٍ مِنّي ، وبايَعوني عَن مَشورَةٍ مِنهُم وَاجتِماعٍ ، فَإِذا أتاكَ كِتابي فَبايِع لي ، وأوفِد إلَيَّ أشرافَ أهلِ الشّامِ قِبَلَكَ (شرح نهج البلاغة : ج١ ص٢٣٠) .