گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٤
ه ـ نخستين كسى كه بيعت كرد
١٨٩.الكامل فى التاريخ : هنگامى كه عثمان كشته شد ، ياران پيامبر خدا از مهاجران و انصار ، در حالى كه در ميان آنان طلحه و زبير نيز بودند ، گِرد آمده ، نزد على عليه السلام رفتند و به وى گفتند : مردم را گريزى از داشتن پيشوا نيست . على عليه السلام فرمود : «مرا به حكومت بر شما نيازى نيست . هر آن كس را كه برگزيديد ، بدان رضايت مى دهم» . گفتند : جز تو را برنگزينيم . بارها نزد او آمد و شد كردند و در آخرين مرتبه به وى گفتند : به درستى كه كسى را شايسته تر از تو بر امر حكومت نمى شناسيم كه از تو پيشتازتر [ در اسلام ]و به پيامبر ، نزديك تر باشد . آن گاه امام فرمود : «چنين مكنيد! اگر من وزير باشم ، بهتر از آن است كه امير باشم» . آنان گفتند : به خدا سوگند ، هيچ كارى انجام نمى دهيم ، مگر آن كه با تو بيعت كنيم . فرمود : «پس در مسجد ؛ چرا كه بيعت من ، پنهانى نخواهد بود و جز در مسجد ، انجام نخواهد شد» . على عليه السلام به آن دو فرمود : «اگر دوست داريد ، شما با من بيعت كنيد و اگر مى خواهيد ، من با شما بيعت كنم؟» . گفتند : ما با تو بيعت مى كنيم . [١]
و ـ بيعت عمومِ مردم
١٩٠.امام على عليه السلام ـ در گزارش بيعت خود ـ: دستم را گشوديد و من آن را بستم ، و شما آن را كشيديد و من جمع كردم . آن گاه ، مانند شتران تشنه كه به آبخورها وارد شوند ، گرد من ازدحام نموديد ، به گونه اى كه كفش از پايم در آمد و عبا از دوشم افتاد و ناتوانان ، لگدمال شدند . شادمانى مردم از بيعت با من ، بدان پايه رسيد كه خردسالان ، شادمان
[١] الكامل فى التاريخ : ج٢ ص٣٠٢ .