گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٤
ج ـ باز گرداندن رانده شدگان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله
١٨٢.تاريخ اليعقوبى : عثمان به حكم بن ابى عاص ـ كه رانده شده پيامبر خدا بود ـ نوشت كه به نزد او بيايد . پيش تر نيز ، آن هنگام كه ابو بكر خليفه شده بود ، عثمان با گروهى از بنى اميّه نزد أبو بكر جمع شده و از او خواسته بودند كه حَكَم را باز گردانَد ؛ ولى ابو بكر اجازه نداده بود . عمر هم كه خليفه شد ، چنين كردند ؛ ولى او نيز اجازه نداده بود . از اين رو مردم ، اجازه دادن عثمان را زشت شمردند و يكى [ از اهالى مدينه ]مى گويد : حكم بن ابى عاص را در روز ورودش به مدينه ديدم كه لباس پاره و كهنه اى به تن داشت و بُز يك ساله اى را مى رانْد ، تا آن كه وارد خانه عثمان شد و مردم به بدحالى او و همراهانش مى نگريستند . سپس بيرون آمد ، در حالى كه بالاپوشى از خز و ردايى سبز به تن داشت . [١]
د ـ مجازات كردن مخالفانِ بدعت هايش
تبعيد ابو ذر
١٨٣.مروج الذهب ـ در يادكردِ اعتراض هايى كه به عثمان شد ـ: و از جمله ، كارى است كه با ابو ذر كرد . روزى ، ابو ذر در مجلس عثمان حاضر بود . عثمان گفت : آيا اگر كسى زكات مالش را پرداخت كند ، براى ديگران حقّى در آن هست؟ كعب گفت : نه ، اى امير مؤمنان! ابو ذر به سينه كعب زد و به او گفت : اى يهودى زاده! دروغ گفتى . سپس تلاوت كرد : «نيكى ، آن نيست كه چهره هايتان را به مشرق و مغرب بچرخانيد ...» [٢] .
[١] تاريخ اليعقوبى : ج٢ ص١٦٤ .[٢] دنباله آيه چنين است : «بلكه نيكوكار ، كسى است كه به خداوند و روز واپسين و فرشتگان و كتاب خدا و پيامبران ، ايمان دارد و مال خود را ـ با آن كه دوستش دارد ـ به خويشان و يتيمان و بينوايان و ماندگانِ در راه و گدايان و در بند ماندگان مى بخشد»(بقره : آيه ١٧٧) .