گزيده دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٢
( ١٦ )
آخرين تلاش ها
١ . نوشتن وصيّت
پيامبر صلى الله عليه و آله در بستر آرميده بود و جسم مطهّرش در تب مى سوخت. اكنون از پس سال ها تلاش و رنج، آهنگ رحيل داشت. او نگران آينده بود : آينده امّت، آينده آيين نوپا، آينده شجره طيّبه اى كه هنوز نيازمند حراست ها، نگهبانى ها، آبيارى ها و ايثارها بود. فرمود: اِيتوني بِكِتابٍ أكتُب لَكُم كِتاباً لَن تَضِلّوا بَعدَهُ أبَداً . [١] برايم برگه اى بياوريد تا برايتان نوشته اى بنويسم كه پس از آن ، هرگز گم راه نشويد. غوغا در گرفت و فريادها برخاست . درگيرى در محضر پيامبر خدا اوج گرفت و برخى، سخنى بس ناروا بر زبان راندند. غوغا بدان سان بود كه زنان، بر حال پيامبر صلى الله عليه و آله دل سوزاندند و چون اعتراض كردند، غوغاگران بر آنها طعن زدند. [٢] پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: قوموا عَنّي ! [٣] به پا خيزيد و برويد. اين وصيّت، نوشته نشد ؛ امّا براى بسيارى روشن بود و هست كه محتواى آن ، چه بود و چرا نوشته نشد. بى گمان، محتواى وصيّت، تأكيد بر همان چيزى بود كه در غدير ابلاغ شد : تأكيد بر ولايت و آينده امّت .
٢ . تجهيز سپاه اُسامه
پيامبر خدا كه در واپسين روزهاى عمرش گرفتار بيمارى بود، اسامة بن زيد را
[١] صحيح البخارى : ج ٣ ص ١١١١ ح ٢٨٨٨ .[٢] ر . ك : الطبقات الكبرى : ج ٢ ص ٢٤٣ .[٣] صحيح البخارى : ج ١ ص ٥٤ ح ١١٤ .