دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩
ج ـ احتجاج در برابر حَجّاج
٣٤٨.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از عاصم بن بهدله ـ: عدّه اى نزد حَجّاج ، گرد آمدند و از حسين بن على عليه السلام سخن به ميان آمد . حَجّاج گفت : او از ذريّه پيامبر صلى الله عليه و آله نبوده است . يحيى بن يَعمُر ، نزدش بود . به او گفت : اى امير ! نادرست گفتى . حَجّاج گفت : يا بايد بر آنچه گفتى ، دليل و مصداقى از كتاب خداى عز و جل بياورى ، يا تو را حتما خواهم كُشت . يحيى گفت : «و از ذريّه او (آدم عليه السلام ) است داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى» تا آن جا كه مى فرمايد : «و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس» . پس خداوند عز و جل خبر داده كه عيسى از طريق مادر ، از ذريّه آدم عليه السلام است و حسين بن على ، از طريق مادرش ، از ذريّه محمّد صلى الله عليه و آله است . حَجّاج گفت : درست گفتى ؛ امّا چه چيزى تو را وا داشت تا مرا در مجلس ، تكذيب كنى؟ يحيى گفت : همان پيمانى كه خداوند از پيامبران گرفت تا [كتاب خدا را] براى مردم بيان كنند و آن را پوشيده ندارند . خداى عز و جل فرمود : «آن را پشت سرشان انداختند و با چيزى كم ارزش ، معاوضه اش كردند» . حَجّاج ، سپس يحيى را به خراسان ، تبعيد كرد .