دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧
٦٨١.دعائم الإسلام : به ما روايت رسيده كه على عليه السلام پرچم را در جنگ جمل به محمّد بن حنفيّه سپرد و او را پيش انداخت و حسن عليه السلام را در جناح راست و حسين عليه السلام را در جناح چپ گمارد .
٦٨٢.شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: چون محمّد [ بن حنفيّه] در جنگ جمل از حمله باز ايستاد ، على عليه السلام خود ، پرچم را به دست گرفت و پس از آن كه اركان لشكر جمل را در هم ريخت ، پرچم را به محمّد باز گردانْد و فرمود : «با كار آخرت ، كار اوّلت را جبران كن و اين انصار ، با تو هستند» و خزيمة بن ثابت (ذو شهادتين) را با گروهى از انصار ـ كه بسيارى از آنها از اهل بدر بودند ـ در اختيار او نهاد . او حمله هاى فراوانى كرد و لشكر جمل را از جايشان بيرون كرد و امتحان خوبى داد . خُزَيمة بن ثابت به على عليه السلام گفت: بدان كه اگر امروز ، كسى جز محمّد بود ، رسوا مى شد و اگر بيم ترسو بودن او را دارى ـ با آن كه از نسل تو و حمزه و جعفر است ـ ، ما اين بيم را نداريم ، و اگر مى خواهى جنگ كردن را به او بياموزى ، بياموز كه آن را به بسيارى آموخته اى . و انصار گفتند: اى امير مؤمنان! اگر نبود آنچه خداى متعال براى حسن و حسين قرار داده ، ما هيچ كس را در ميان عرب بر محمّد ، مقدّم نمى كرديم . على عليه السلام فرمود : «ستاره كجا و خورشيد و ماه، كجا! البتّه او هم دست پُر آمد و نيكو امتحان داد و فضلش محفوظ است ؛ ولى از برترى حسن و حسين عليهماالسلام بر او نمى كاهد و براى فضيلتِ يار شما [محمّد] ، آنچه از نعمت خدا بدو رسيده ، بس است» . گفتند : اى امير مؤمنان! به خدا سوگند ، ما او را مانند حسن و حسين عليهماالسلامنمى دانيم و به خاطر او بر آن دو ، ستم نمى كنيم و در حقّ وى نيز به خاطر برترىِ آن دو بر او ، ستم روا نمى داريم . پس على عليه السلام فرمود: «پسر من ، كجا و پسران دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كجا!» . آن گاه خزيمة بن ثابت در باره محمّد ، چنين سرود : ٠ اى محمّد ! امروز بدون ننگ و رسوايى باز مى گردى چرا كه در جنگى سخت و در هم شكننده نگريختى . ٠ ٠ پدرت ، كسى است كه سوارى چون او نيست على و پيامبر صلى الله عليه و آله ، تو را محمّد ناميدند . ٠ ٠ اگر قرار بود پدرت خليفه اى داشته باشد ، بى گمان ، تو بودى امّا اين گونه نيست [١] و چاره اى هم نيست . ٠ ٠ و تو ـ خدا را سپاس ـ شيواترين زبان و بخشنده ترين دست را دارى ٠ ٠ و قريش هر چه از نيكى بخواهند ، تو نزديك ترين كس به آن نيكى هستى و نيز وفادارترين كس به وعده اش هستى ٠ ٠ و تو تيزترين نيزه ها را براى دريدن سينه ها و فراگيرترين و بُرنده ترين شمشيرها را براى قطع سرها دارى . ٠ ٠ همه اينها در سنجش با غير از دو برادرِ سَرورت است كه هر دو ، پيشواى مردم و راه نماى راه هدايت اند . ٠ ٠ خداوند ، امتناع كرد كه دشمنت را جايى دهد در زمين يا در دورترين جايى كه مى توان اوج گرفت و بالا رفت . ٠
[١] يعنى : جانشينان پدرت از سوى خدا معلوم شده اند و تو از امامان دوازده گانه نيستى .