دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٩
يا قيسُ! إنَّهُ إمامى ـ يعنى الحَسنَ ـ . [١] اى قيس! او ـ يعنى حسن عليه السلام ـ امام من است . ايشان حتّى پس از شهادت امام حسن عليه السلام نيز ، بيعت خود را با معاويه نقض نكرد . با اين حال ، به گمان برخى از نويسندگان ، امام حسين عليه السلام با معاويه بيعت نكرد ، يا از مصالحه برادر خود ناخرسند بود ، [٢] چنان كه طه حسين چنين پنداشته است . [٣] بى ترديد ، اين گمان خلاف واقع است ؛ زيرا : اوّلاً ، اين گزارش ها با آنچه در منابع معتبر آمده ، معارض است . ثانيا ، حتى با صرف نظر از موضوع عصمت اهل بيت عليهم السلام ، مصالح سياسى و اجتماعىِ خاندان رسالت ، بر نمى تافت كه آن دو بزرگوار در چنين مسئله مهمّى ، با هم اختلاف داشته باشند . ثالثا ، امام حسين عليه السلام پس از شهادت برادر نيز ، تا معاويه زنده بود ـ يعنى تا ده سال بعد ـ همان راه مصالحه برادر را ادامه داد . بنا بر اين، گزارشى كه ابن شهرآشوب و ابن اعثم نقل كرده اند ، پذيرفتنى نيست . آن گزارش چنين است : طَلَبَ مُعاوية البِيْعَة مِن الحسين عليه السلام ، فَقَالَ الحسن عليه السلام : «يا معاوية! لا تكرهه؛ فإنّه لن يبايع أبدا اَوْ يُقتل، ولن يُقتل حتى يُقتل أهل بيته، ولن يقتل أهل بيته حتّى يُقتل أهل الشام؟» [٤] معاويه از امام حسين عليه السلام خواست كه بيعت كند ، امام حسن عليه السلام به معاويه فرمود : «او را وادار به بيعت نكن ؛ زيرا او هرگز بيعت نخواهد كرد تا كشته شود ، و او كشته نخواهد شد مگر اين كه اهل بيتش كشته شوند ، و
[١] ر . ك : ص ٤٣٤ ح ٧٢٨ .[٢] ر. ك: تهذيب الكمال : ج ٦ ص ٢٤٨ ، سير أعلام النبلاء : ج ٣ ص ٢٦٥ ، اُسد الغابة : ج ٢ ص ٢٧ ، تاريخ دمشق : ج ١٣ ص ٢٦٧ .[٣] انقلاب بزرگ : ج ٢ ص ٢١٣.[٤] المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ٤ ص ٣٥ ؛ الفتوح : ج ٤ ص ٢٩٢ .