دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١
٣٦٨.المعجم الكبير ـ به نقل از حُذَيفه ـ: روزى از روزها ، شادى را در چهره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ديديم و گفتيم : اى پيامبر خدا! ما جلوه هاى شادى را در چهره ات مى بينيم! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «چگونه شاد نباشم ، در حالى كه جبرئيل عليه السلام به من مژده داد كه : حسن و حسين ، دو سَرور جوانان بهشتى اند و پدرشان ، از آن دو ، برتر است ؟» . [١]
٣٦٩.سنن الترمذى ـ به نقل از حُذَيفه ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدم و نماز مغرب را با ايشان خواندم . پيامبر صلى الله عليه و آله ، نماز خواند و پس از گزاردن نماز عشا ، رفت و من دنبالش رفتم . صدايم را كه شنيد ، فرمود : «چه كسى هستى ؟ حذيفه اى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «كارت چيست؟ خداوند ، تو و مادرت را بيامرزد!» . آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين ، فرشته اى است كه پيش از امشب ، هيچ گاه به زمين فرود نيامده بود . از خدايش اجازه سلام دادن بر من گرفته و مرا مژده داده است كه فاطمه ، سَرور زنان بهشتى است و حسن و حسين ، دو سَرور جوانان بهشتى اند» .
[١] در تاريخ دمشق ، به جاى «برتر» آمده است : «نيكوتر» .