دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧
٤ / ١٢
وصيّت كردن امام على به حسن و حسين عليهم السلام
٧١١.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از ابو جارود ، از امام باقر عليه السلام: امير مؤمنان عليه السلام پسرانش را كه دوازده تن بودند ، گرد آورد و به آنان فرمود : «خداوند ، دوست دارد كه سنّتى از يعقوب را در من قرار دهد ؛ چرا كه او دوازده پسرش را گرد آورد و به آنان گفت : من ، يوسف را وصى قرار مى دهم . گوش به فرمان و مطيع او باشيد . و من ، حسن و حسين را وصى قرار مى دهم . گوش به فرمان آن دو و مطيعشان باشيد» .
٧١٢.كتاب من لا يحضره الفقيه ـ به نقل از سالم ، از امام صادق عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله ، تنها على عليه السلام را وصى قرار داد و على عليه السلام ، حسن و حسين عليهماالسلام را با هم ، وصى قرار داد .
٧١٣.الصراط المستقيم ـ به نقل از اصبغ بن نُباته ـ: هنگامى كه ابن ملجم ملعون ـ كه خدا لعنتش كند ـ به امام على عليه السلام ضربت زد ، ايشان حسن و حسين را فرا خواند و فرمود : «من امشب ، قبض روح مى شوم . سخنم را بشنويد . تو ـ اى حسن ـ وصىّ من و قيام كننده به امر [امامت] ، پس از من هستى و تو ـ اى حسين ـ شريك او در وصيّت هستى . تا او سخن مى گويد ، تو ساكت بمان و پيرو فرمان او باش ، تا آن گاه كه زنده است ، و چون از دنيا رفت ، تو امام ناطق پس از او و قيام كننده به امر [امامت] به جاى او هستى» .
٧١٤.نهج البلاغة : امام على عليه السلام در وصيّت نامه اى كه در پى بازگشت از صفّين ، براى چگونگى عمل در خصوص دارايى هايش نگاشت ، چنين نوشت : «اين ، نوشته اى است كه در آن ، بنده خدا على بن ابى طالب ، امير مؤمنان ، براى طلب خشنودى خدا ، در باره نحوه عمل با دارايى اش دستور داده است تا بدين وسيله ، خداوند ، او را به بهشت در آورد و به خاطر آن ، امانْ عطايش فرمايد» . بخشى از اين وصيت ، اين است : «حسن بن على به اين كار (رسيدگى به دارايى هايم) بپردازد و از آن دارايى ، به نحو شايسته اى مصرف كند و به نحو شايسته اى از آن ، انفاق نمايد . و اگر براى حسنْ حادثه اى رخ داد و حسينْ زنده بود ، پس از او حسين به اين فرمان ، جامه عمل بپوشد و كار او را انجام دهد . و نصيب دو فرزند فاطمه از دارايى على ، همانند نصيب ديگر فرزندان على است . و علّت اين كه انجام دادن اين وصيّت را به عهده دو فرزند فاطمه گذاشتم ، جلب خشنودى خدا و تقرّب به پيامبر صلى الله عليه و آله و گراميداشت منزلت وى و بزرگداشت پيوندم با اوست» .